فایل های علمی - پژوهشی از دانشگاه های ایرانی




جستجو



 



 

بسمه تعالی

 

دانشگاه تهران

 

 

 

دانشكده علوم اجتماعی

 

گروه آموزشی علوم ارتباطات اجتماعی

 

  

 

پایان‌نامه كارشناسی ارشد  در رشته علوم ارتباطات اجتماعی با عنوان “عوامل موثر بر استفاده رسانه‌ای زنان

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
طرح مسأله
مقدمه
این تحقیق با دو هدف اصلی انجام می‌شود: هدف اول آن بررسی نحوه استفاده رسانه‌ای زنان با توجه به ویژگی‌های اشتغال، تاهل،سن و میزان تحصیلات است و هدف دوم نحوه استفاده رسانه‌ای زنان با توجه به نحوه تفسیر آن‌ها از بازنمایی زنان در رسانه‌ها است. این اهداف در ارتباط با اهمیت جایگاه جنسیت در پژوهش‌های رسانه‌ای شکل گرفته است.
با توجه به این پژوهش‌ها زنان از مردان در استفاده رسانه‌ای خود متمایز می‌شوند. و حتی برخی از ژانرها و محتواهای رسانه ای زنانه یا مردانه تلقی می شوند. اما به نظر

پایان نامه

 می‌رسد تفاوت استفاده رسانه‌ای زنان با مردان بیشتر از آن که به علت تفاوت جنسی آن‌ها باشد، منتج از تفاوت جنسیتی است كه انتظارات اجتماعی متفاوت و بالطبع مسئولیت‌های متفاوت، سبك زندگی، رجحان‌ها و سلایق رسانه‌ای متفاوتی را نیز برای هر دو گروه زنان و مردان ایجاد می کند. اما تا کنون این تفاوت در استفاده رسانه‌ای به تفاوت در جنس نسبت داده شده است.

به عبارت دیگر وقتی مقوله جنس مورد بررسی قرار می‌گیرد، از زنان به عنوان كلیتی یك دست و همگون سخن به میان می آید. یعنی تنها ویژگی زن بودن تعیین كننده رفتارهای اجتماعی و فردی و ازجمله استفاده‌ رسانه‌ای آنان است. در حالی که جنس را باید متغیر واسطی در نظر گرفت که در اکثر جوامع وظایف و مسئولیت‌های اجتماعی افراد را از یکدیگر متمایز کرده است.
به این معنی که در اکثر جوامع تقسیم وظایف بین زنان و مردان به شیوه سنتی طوری انجام شده است كه مردان وظیفه اشتغال بیرون از خانه و زنان مسولیت رسیدگی به كارخانه و نگهداری از كودكان را دارند. در این حالت، بالطبع نیازهای آموزشی یا زمان اوقات فراغت آن‌ها با یكدیگر تفاوت اساسی خواهد كرد و به این دلیل می‌توان گفت كه تفاوت در جنس می‌تواند تفاوت معنی داری در نحوه استفاده رسانه‌ای افراد بوجود بیاورد. به عنوان مثال زنان خانه دار مدت زمان بیشتری را نسبت به مردان در خانه هستند و این موضوع باعث استفاده بیشتر آنان از برنامه‌های تلویزیون می‌تواند باشد. همچنین زنان به واسطه مسئولیت‌هایی كه در قبال مراقبت و تربیت كودكان و رسیدگی به امور خانه بر عهده می‌گیرند، نیازهای آموزشی مرتبط از جمله نكات مربوط به خانه داری و آشپزی را  نیز پیدا می‌كنند.علاوه بر آن چنانچه تنها چنین نقشهایی برای زنان در یك جامعه تعریف شده باشد،‌دختران مجرد نیز خودرا نیازمند چنین آموزش هایی خواهند دید. اما آموزش تنها یكی از كاركردهای رسانه‌ها است. سرگرمی و اطلاع‌رسانی از دیگر كاركردهای رسانه‌ها است و مخاطبین با توجه به نیازهای مختلف خود نسبت به دریافت اطلاعات و هم چنین برنامه روزانه و اوقات فراغت خود، به شیوه‌های متفاوت در رابطه با این کارکردها از رسانه‌ها استفاده می‌كنند. در این مورد نیزچنانچه زنان تنها نقش مادر و همسر را ایفا كنند، نیازهای اطلاعاتی آن‌ها تا حدود زیادی شبیه هم خواهد بودكه احتمالاً این اطلاعات، اطلاعاتی خواهند بود كه آن‌ها را در انجام مسئولیت‌های خود یاری دهد. به همین صورت می‌توان گفت اوقات فراغت و همچنین ساعاتی را كه زنان خانه دار به انحاء مختلف می‌توانند از رسانه‌ها استفاده كنند نیز تا حد زیادی شبیه به یكدیگر است. به عنوان مثال بسیاری از زنان خانه دار صبح‌ها كه همسر و یا فرزندانشان در خانه نیستند، هم زمان با كارخانه فرصت گوش كردن به رادیو یا تا حدودی استفاده از برنامه‌های تلویزیون را می‌توانند پیدا كنند و این برنامه زمانی تا حد زیادی می‌تواند تعیین کننده نحوه پرکردن اوقات فراغت آن‌ها باشد. از آن جا كه زنان خانه‌دار در همه جوامع اكثریت زنان را تشكیل می‌دهند، این وی‍ژگی زنانه تلقی شده و این در حالی است كه این نحوه استفاده مربوط به خانه‌دار بودن و نه زن بودن می‌باشد. شاهد این موضوع تفاوت استفاده رسانه‌ای زنان شاغل می باشد.

یک مطلب دیگر :

 

زنان شاغل صبح‌ها فرصت استفاده کردن از برنامه‌های تلویزیون را ندارند.علاوه بر آن محیط کار هنجارهای متفاوتی را در مقایسه با محیط خانه بر زنان حاکم می‌کندو این هنجار‌ها خود مسئولیت‌هایی را در قبال استفاده از بر خی از رسانه‌ها برای زنان بوجود می‌آورد. سن و میزان تحصیلات متفاوت نیز نیازهای مختلفی را برای افراد بوجود می آورد. در اکثر پژوهش‌هایی که به خصوص در کشورهای غربی درباره موضوع زنان و رسانه‌ها انجام شده است، جامعه آماری مورد بررسی از یکسانی و همگونی برخوردار بوده است و در اکثر اوقات هم زنان خانه دار در نظر گرفته شده اند.(رجوع كنید به فصل دوم پایان نامه ).
اما با تغییرات اجتماعی در اکثر جوامع از جمله در ایران و برنامه‌های توسعه تعداد زنان شاغل و تحصیل‌کرده افزایش پیدا کرده است و بالا رفتن میزان تحصیلات و اشتغال، جامعه زنان را از نظر ویژگی‌های اجتماعی دارای پراکندگی زیاد کرده است. با نگاهی به برنامه‌های توسعه و مشاركت اجتماعی زنان طی برنامه سوم توسعه كه از سال‌ 1379 تا سال 1383 در كشور، پیاده شده است، به نظر می رسد لزوم بررسی شرایط جدیدتری كه برای زنان در كشور به وجود آمده و زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی آن‌ها را متفاوت از سال‌های قبل از آن كرده است، وجود دارد. در این مورد می‌توان به برخی از برنامه‌های توسعه در رابطه با زنان اشاره كرد. به عنوان مثال بر اساس ماده 158 برنامه سوم توسعه، مركز امور مشاركت زنان ریاست جمهوری موظف است در جهت زمینه‌سازی برای ایفای نقش مناسب زنان در توسعه كشور و تقویت نهاد خانواده، ضمن انجام مطالعات لازم با همكاری دستگاه‌های اجرای ذیربط اقداماتی را به عمل آورد كه به طور خلاصه این فعالیت‌ها در قالب 6 محور آموزشی، فرهنگی، ورزشی، اشتغال (مشاركت زنان)، امور علمی و پژوهشی (مطالعات و تحقیقات در مسائل زنان)، امور حقوقی و توسعه سازمان‌های غیر دولتی زنان گنجانده شده است. براساس این ماده، گزارشی از فعالیت‌های مركز امور مشاركت زنان با همكاری دستگاه‌های اجرایی در قالب این 6 محور طی سال‌های 1379 تا 1383 منتشر شده است. براساس این گزارش، در زمینه آموزشی، فعالیت‌هایی از قبیل پوشش كامل دختران واجب‌التعلیم در سطح كشور، تربیت و توانمند‌سازی مدیران زن، طراحی و تدوین مجموعه‌های آموزشی به منظور توانمندسازی زنان خانه دار، توانمندسازی فرهنگی زنان و دختران دانش‌آموز، تقویت خود باوری و اعتماد به نفس و افزایش روحیه مشاركت جویی در دختران، برگزاری كارگاه‌های آموزشی تحلیل جنسیتی در جهت اصلاح نگرش‌ها و باورهای سنتی و غلط حاكم بر جامعه درباره زنان، برگزاری سمینار‌ها و گرد همایی‌های علمی داخلی و بین المللی مربوط به زنان و خانواده و توانمندسازی آن‌ها در جهت حضور فعال و موثر در مجامع بین المللی، از جمله این فعالیت‌ها بوده است. همچنین در زمینه امور فرهنگی فعالیت‌هایی از قبیل توسعه و تجهیز كتابخانه‌های موجود در مناطق روستایی و كمتر توسعه یافته، توسعه مشاركت زنان در سطح كشور با تاكید بر نقش محوری زن در خانواده، انجام فعالیت‌های فرهنگی و هنری در راستای فعالیت‌های آموزشی در زمینه مهارت‌های زندگی برای زنان، برگزاری جشنواره موسیقی بانوان نواحی ایران و برگزاری مراسم هفته زن، صورت گرفته است. در زمینه امور ورزشی هم فعالیت‌هایی در زمینه عمومی كردن ورزش، آماده‌سازی تیم‌های ملی بانوان و بهینه سازی اوقات فراغت دختران جوان صورت گرفته است. علاوه بر این در زمینه توسعه مشاركت و اشتغال زنان، این مركز فعالیت‌هایی در جهت تشكیل تعاونی‌های روستایی زنان، توسعه مشاركت زنان در سطح كشور و سازمان دهی زنان شاغل در صنایع دستی، انجام داده است. در زمینه مطالعات و تحقیقات در امور زنان نیز می‌توان به مواردی از قبیل تقویت كتابخانه‌های دانشگاه‌ها از طریق ارایه كتب و نشریات ویژه زنان و همكاری در زمینه اطلاع رسانی و خدمات كتابخانه‌ای، برگزاری سمینار‌ها و گردهمایی‌های علمی داخلی و بین المللی مربوط به زنان و خانواده، برگزاری برنامه هفته پژوهش،بررسی میزان و علل و عوامل موثر در بروز پدیده خشونت خانگی علیه زنان( زوج علیه زوجه)، تدوین فصل نامه پژوهش زنان، برگزاری “همایش توانایی‌هایی زنان در ایران”، برگزاری مراسم تجلیل از زنان پژوهشگر در هفته پژوهش، انجام طرح پژوهشی ارزش كار خانگی زنان و تقویت رشته مطالعات زنان اشاره كرد. در نهایت ذكر این نكته نیز ضروری است كه در زمینه حقوقی نیز بر اساس ماده 159 فعالیت‌هایی از جانب این مركز در جهت رفع مشكلات حقوقی زنان انجام شده و پیشنهاد‌هایی در جهت بهبود وضعیت حقوقی زنان تهیه شده است. این قوانین عمدتاً در رابطه با ارث، تعدیل شرایط طلاق، اصلاح قانون كار در خصوص محرومیت از اشتغال زنان در مشاغل سخت و زیان‌آور و پیشنهاداتی در رابطه با اصلاح قوانین و مقررات مربوط به شیردهی و استفاده از مهدكودك‌ها برای زنان شاغل بوده است(مركز امور مشاركت زنان، 1384).
بررسی و مرروی كوتاه بر فعالیت‌هایی كه درزمینه توسعه زنان طی این سال‌ها انجام شده است، با هدف روشن تر شدن فضای فرهنگی و اجتماعی است كه زنان در آن به استفاده از رسانه‌ها می‌پردازند. صرف نظر از این موضوع كه این فعالیت‌ها تا چه حد در بسترسازی برای اشتغال یا مشاركت اجتماعی و تحصیل زنان و همچنین تغییر و اصلاح قوانین به نفع آن ها، موثر بوده اند، شكل گیری زمینه فرهنگی و اجتماعی زنان در این شرایط و تلقی از خود در چنین فضاین،  سلماً از دیدگاه ￿ی م و رسانه‌ها و به خصوص بازنمایی زنان در رسانه‌ها و بازتولید هویت‌های خاص از آن‌ها، جای تامل دارد.
در این شرایط به نظر می‌رسد، برای آگاهی به نحوه استفاده رسانه‌ای زنان، کسب شناخت نسبت به سبک زندگی و نیازهای زنان با توجه به زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی آن‌ها و همچنین سبك‌های زندگی متفاوت كه ناشی از تاهل، اشتغال، تجرد یا سن آن‌ها است، به طور جداگانه ضروری باشد.
بنابراین مسأله مهمی كه در این تحقیق به آن خواهیم پرداخت، این است كه جنس عامل موثر در استفاده رسانه‌ای زنان است یا جنسیت یعنی ساخت و انتظارات اجتماعی جنس است كه با استفاده رسانه‌ای آن‌ها در ارتباط می‌باشد.
مسئولیت‌های اجتماعی زنان و شكل‌گیری نیازها
چنانچه ذکر شد زنان خانه‌دار و متاهل با توجه به مسئولیتی که در قبال کودکان ورسیدگی به امور منزل دارا می باشند، نیاز به کسب آموزش‌ها و اطلاعاتی در راستای ایفای نقش مادری و همسری خود دارندکه رسانه‌ها تا حدودی می‌توانند این آموزش‌ها را به آن‌ها ارایه دهند. هم چنین چنانچه هویت خود را به عنوان مادر و همسر مطلوب بدانند، احتمالاً در پی تثبیت این هویت از طریق رسانه‌ها هستند. اما اگر در یک جامعه، زنان از نظر دارا بودن ویژگی‌هایی از قبیل وضعیت اشتغال، میزان تحصیلات، وضعیت تاهل و سن دارای پراکندگی باشند، با توجه به مطالبی که ذکر شد، نیازها و بالطبع رجحان‌های رسانه‌ای آن‌ها نیز با یکدیگر تفاوت خواهند کرد. به عنوان مثال زنان مجرد، مسئولیتی در قبال مراقبت از كودكان و یا امور خانه‌داری ندارند و چنانچه امكان كسب اشتغال، تحصیل و یا فعالیتهای هنری و اجتماعی را نیز داشته باشند، احتمالاً كسب آموزش‌های لازم در این زمینه‌ها را برای خود ضروری خواهند دانست. همچنین هر چند زنان مجرد نیز با احتمال این كه در آینده متاهل خواهند شد نیاز به آموزش‌هایی مشابه با زنان متاهل دارند، اما در عین حال می‌توانند‌ نیاز به كسب مهارت‌های حرفه‌ای به منظور اشتغال در راستای كسب استقلال مالی بیشتر دارند. در مجموع می‌توان گفت داشتن شرایط و ویژگی‌های متفاوت‌ نیاز به كسب مهارت‌های زندگی مختلفی را نیز می‌طلبد. این مهارت‌ها می‌تواند شامل چگونگی برقراری ارتباط با ‌اطرافیان، ‌چگونگی غلبه بر مشكلات موجود و پیش‌گیری از مشكلات احتمالی، چگونگی سخن گفتن، كسب اعتماد به نفس و هویت مطلوب و غیره باشد. به عنوان مثال زنان متاهل به كسب مهارت‌هایی در ارتباط با زندگی زناشویی وكسب الگوهای رفتاری مناسب در راستای ایفای نقش همسری و مادری ‌در خانواده بیشتر نیاز دارند. در مقابل برای زنان مجرد كه تعاملات خانوادگی متفاوت دارند ‌نیاز به فراگیری جنبه های دیگری از مهارت‌های زندگی از جمله نحوه ارتباط با پدر و مادر و یا خواهران و برادران یا آموزش‌هایی كه بتواند آن‌ها را در ازدواج و یافتن همسر مناسب كمك كنند، ‌اهمیت بیشتری می‌تواند داشته باشند. به عبارت دیگر اگرفقط از منظرآموزشی به رسانه‌ها توجه كنیم،‌ تفاوت اساسی در نیازهای آموزشی زنان مجرد و زنان متاهل می‌توانیم پیدا كنیم. این تفاوت برای زنان با دو ویژگی اشتغال و عدم اشتغال نیز وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1399-08-10] [ 01:47:00 ب.ظ ]




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

پایان نامه و مقاله

 

فهرست جداول صفحه
جدول ( 1-3 ): ضریب پایایی شاخص ها…………………………………………………………………………. 51
جدول ( 2-3 ): حجم نمونه برحسب مناطق درشهرسبزوار…………………………………………. 54
جدول ( 1-4 ): آماره های مربوط به سن زنان…………………………………………………………………….. 57
جدول ( 2-4 ): توزیع پا سخگویان بر حسب سن………………………………………………………………. 59
جدول (3-4 ): آماره های مربوط به سن همسران……………………………………………………………….. 60
جدول (4-4 ): توزیع پا سخگویان بر حسب سن همسر………………………………………………………. 61
جدول (5- 4 ): توزیع پا سخگویان برحسب میزان تحصیلات…………………………………………….. 62
جدول (6-4 ): میزان تحصیلات همسران…………………………………………………………………………….. 64
جدول ( 7-4 ): توزیع پا سخگویان برحسب وضعیت شغلی……………………………………………….. 65
جدول ( 8-4 ): توزیع وضعیت شغلی همسران…………………………………………………………………….. 66
جدول (9-4 ): توزیع پاسخگویان برحسب وضعیت اقتصادی خانواده پدری……………………….. 67
جدول (10-4 ): توزیع وضعیت اقتصادی خانواده پدری مردان…………………………………………… 69
جدول (11-4 ): توزیع وضعیت شغلی همسران…………………………………………………………………… 70
جدول ( 12-4 ): آماره های مربوط به خشونت خانوادگی…………………………………………………… 72
جدول (13-4 ) : توزیع میزان خشونت خانوادگی……………………………………………………………….. 73
جدول (14-4 ): آماره های مربوط به خشونت روانی…………………………………………………………… 74
جدول (15-4 ): توزیع میزان خشونت روانی……………………………………………………………………….. 76
جدول (16-4 ): آماره های مربوط به خشونت اقتصادی……………………………………………………… 77
جدول (17-4 ): توزیع میزان خشونت اقتصادی………………………………………………………………….. 78
جدول ( 18-4 ): آماره های مربوط به خشونت فیزیکی………………………………………………………. 79
جدول ( 19-4 ): توزیع میزان خشونت فیزیکی…………………………………………………………………… 81
جدول ( 20-4 ): آماره های مربوط به خشونت جنسی……………………………………………………….. 82
جدول (21-4 ): توزیع میزان خشونت جنسی……………………………………………………………………… 83
جدول (22-4 ): آماره های مربوط به انواع خشونت…………………………………………………………….. 84
 جدول (23-4 ): آماره های مربوط به تضاد سلایق زوجین………………………………………………… 85
جدول (24-4 ): توزیع میزان تضاد سلایق زوجین………………………………………………………………. 87
جدول (25-4 ): آماره های مربوط به مردسالاری………………………………………………………………… 88
جدول (26-4 ): توزیع میزان مردسالاری…………………………………………………………………………….. 90
جدول (27-4 ): آماره های مربوط به تبعیض جنسی………………………………………………………….. 91
جدول ( 28-4 ) : توزیع میزان تبعیض جنسی……………………………………………………………………. 92
جدول ( 1-2-4 ) : همبستگی متغیرهای مستقل با خشونت خانوادگی……………………………… 94
جدول (1-3-4): مدل رگرسیون چند متغیره برای تبیین خشونت خانوادگی………………………… 98
جدول ( 2-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی………………………………………………. 98
فهرست جداول صفحه
جدول (3-3-4) : مدل رگرسیونی تضاد سلایق زوجین با متغیرهای مستقل…………………….. 102
جدول ( 4-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی………………………………………….. 102
جدول (5-3-4) : مدل رگرسیونی مردسالاری با متغیرهای مستقل…………………………………… 104
جدول ( 6-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی…………………………………………… 104
جدول ( 7-3-4 ) : مدل رگرسیونی تبعیض جنسیتی با مستقل………………………………………… 106
جدول ( 8-3-4 ) : شاخص ها و آماره ها ی تحلیل رگرسیونی …………………………………………. 106
جدول (9-3-4) : میزان اثر متغیرهای مستقل…………………………………………………………………….. 109

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

یک مطلب دیگر :

تعاریف ترفیع سبز:/پایان نامه درباره بازاریابی سبز

 

فهرست نمودارها صفحه
شکل شماره ( 1 – 4 ) نمودار توزیع سن زنان به همراه خط منحنی نرمال……………………………… 58
شکل شماره ( 2 – 4 ) نمودار توزیع سن همسران به همراه خط منحنی نرمال……………………….. 60
شکل شماره ( 3 – 4 ) نمودار توزیع خشونت خانوادگی به همراه خط منحنی نرمال………………. 72
شکل شماره ( 4 – 4 ) نمودار توزیع خشونت روانی به همراه خط منحنی نرمال……………………… 75
شکل شماره ( 5 – 4 ) نمودار توزیع خشونت اقتصادی به همراه خط منحنی نرمال………………… 77
شکل شماره ( 6 – 4 ) نمودار توزیع خشونت فیزیکی به همراه خط منحنی نرمال………………….. 80
شکل شماره ( 7 – 4 ) نمودار توزیع خشونت جنسی به همراه خط منحنی نرمال…………………… 82
شکل شماره( 8 – 4 ) نمودار توزیع خشونت تضاد سلایق زوجین به همراه خط منحنی نرمال.. 86
شکل شماره ( 9 – 4 ) نمودار توزیع مردسالاری به همراه خط منحنی نرمال………………………….. 89
شکل شماره ( 9-4 ): نمودار توزیع تبعیض جنسی به همراه خط منحنی نرمال………………………. 91
شکل شماره ( 10 – 4 ) دیاگرام عوامل موثر بر خشونت خانوادگی ………………………………………… 100
   
   
   
   
   
   
   
   
   
 
 
 
کلیات تحقیق
 
 
مقدمه
در همه جوامع مسئله نظم و امنیت اجتماعی هم برای دولت و حاكمیت و هم برای مردم مسئله مهمی  بوده است. روابط آدمیان در جامعه برنظم و قاعده های خاصی استوار است و شیوه های  رسمی و غیررسمی نظارت و كنترل اجتماعی برای حفظ نظم و امنیت اجتماعی تدارك دیده شده است. اساس نظم اجتماعی بر شناخت و عمل به انتظارات متقابل و ایفای نقشهای اجتماعی استوار است. بطور كلی  درهمه جوامع بشری نظم اجتماعی و نظارت اجتماعی به شیوه های رسمی و غیررسمی دیده می شود، با وجود این، در همه جوامع بشری هم افرادی وجود دارند كه از قواعد عموماً پذیرفته شده رفتار، تخطی می كنند، در واقع اكثر مردم حتی اگر بطور خیلی جزئی هم باشد هنجارها را نقض كرده اند. به قول دوركیم كجرفتاری و همنوایی در درون یك جامعه با ساختار خاصی كه دارد ممكن می گردند.
هر روزه ما چه در محیط اطراف خود و چه از طریق رسانه ها و روابط با دیگران از مسائل مختلفی چون قتل، سرقت، آدم ربایی، ترافیك، جنگ، آلودگی های زیست محیطی، تورم، افزایش خشونت، بیكاری، تجاوز به عنف، اختلاس، ارتشاء، بالا رفتن قیمت اتومبیل ها، افزایش مصرف الكل و مواد مخدر و. . . اطلاع پیدا  می كنیم، حال ممكن است نسبت به بعضی از آنها احساس ناراحتی و نگرانی داشته باشیم و نسبت به بعضی دیگر احساس تنفر و انزجار و نسبت به مواردی هم بی تفاوت باشیم و هیچ واكنشی نداشته باشیم. در این میان خشونت خانوادگی از آن قسم مسائلی است که حساسیت خاصی را در جامعه بر می انگیزد. به نظر  می رسد که دلیل این حساسیت آن است که انسان همواره خانه را امن ترین مکان می شناسد. از این رو، هنگامی که مردی همسر خود را مورد آزار و اذیت قرار می دهد، جامعه دچار تشنج می شود و               انسان ها به شدت احساس نا امنی می کنند.
از طرف دیگر باید خاطرنشان کرد که متأسفانه یکی از دلایل عدم موفقیت در جلوگیری از وقوع جرایم، به طور عام و خشونت و پرخاشگری به طور خاص، عدم ریشه یابی در علل و عوامل وقوع آنها است. افراد جامعه توجه خود را بیشتر به غلط به درمان موقتی به نام مجازات معطوف کرده اند که تحقیقات و مطالعات مختلف به عواقب و پیامدهای منفی این نوع درمان پرداخته و ناکارا بودن آنرا گوشزد کرده اند. اصولاً پیشگیری باید با دانش و اطلاعات کافی نسبت به علل ایجاد کننده هر دردی باشد و سپس مداوا در            پی تشخیص درد صورت پذیرد. چراکه اگر تشخیص درست باشد، درمان نیز آسان و سریع خواهد بود. لذا بررسی خشونت خانوادگی به عنوان یكی از مسایل اجتماعی و ارایه راه حلهای مناسب به شیوه علمی، نیازمند به كارگیری روشهای خاص علمی و تخصصی است.
تحقیق حاضر بر آن است تا علاوه بر تشریح فضای مفهومی خشونت و خشونت خانوادگی، ابتدا               عوامل مؤثر برخشونت خانوادگی( همسرآزاری ) را شناسایی کند و سپس سهم متغیر پدرسالاری را در بروز این پدیده نشان دهد. به عبارت دیگر ما خواهان آنیم که نشان دهیم که متغیر مردسالاری در جامعه کنونی تا چه حد می تواند در تولید خشونت خانوادگی نقش داشته باشد.
1-1- طرح و بیان مسأله:
با وجود دگرگونی در ساختار خانواده و نقش های خانوادگی، بی تردید خانواده همچنان یکی از ارکان و نهادهای اصلی جامعه به شمار می رود. اهمیت خانواده از این روست که نه تنها محیط مناسبی برای همسران به شمار می آید بلکه وظیفه جامعه پذیری و تربیت نسل های آتی را نیز بر عهده دارد. به عبارتی می‏توان گفت؛ درونی كردن ارزشها و هنجارها از خانواده آغاز می‏گردد. وجود خانواده از آن جهت ضروری است كه شخصیت انسانی زاده نمی‏شود بلكه از طریق فرایند اجتماعی شدن که بنیان و اساس آن از خانواده است، ساخته می‏شود، آنها كارخانه‏هایی هستند كه شخصیت انسانی را تولید می‏كنند. ایفای بهینه این كاركردها نه تنها برای بقاء خانواده ضروری است بلكه برای تداوم  جامعه و انسجام اجتماعی نیز ضروری        می باشد.  ولی با این وجود، در حال حاضر خانواده دچار آسیب هایی نظیر: طلاق، اختلافات زناشویی، خودکشی، کودکان فراری و خشونت خانوادگی شده است.
در این میان، خشونت خانوادگی یا خشونت در حوزه خصوصی،  پدیده ای است که روابط سالم خانوادگی را که برای بقاء و تحکیم خانواده لازم و ضروری است، متزلزل ساخته و بعضاً از بین می برد. اشکال و انواع متفاوتی از خشونت خانوادگی وجود دارد که دامنه گسترده آن از نزاع بین خواهران و برادران تا به قتل رسیدن والدین توسط فرزندان و فرزندان توسط والدین کشیده می شود. بطور کلی انواع خشونت های خانوادگی را می توان در قالب هایی نظیر: 1- همسر آزاری، 2- فرزند آزاری، 3- والدین آزاری                   و 4- سالمند آزاری قرار داد.
به نظر می رسد که در بین انواع و اقسام مختلف خشونت خانوادگی، همسر آزاری یا آزار همسر نمود بیشتری دارد و معمولاً در محیط خلوت و خصوصی خانواده به وقوع می پیوندد و در بیشتر موارد میان افرادی رخ می دهد که به سبب صمیمیت، ارتباط خونی و یا قانونی به هم پیوند خورده اند. به بیان دقیقتر، صرف نظر از بی طرفی ظاهری این واژه، « خشونت خانوادگی »تقریباً همواره جرم وابسته به جنسیت خاص محسوب می گردد که مردان نسبت به زنان روا می دارند.  بدرفتاری و آزار همسر معمولاً به صورت آزارهای کلامی مانند تحقیر و توهین و فحاشی آغاز و نهایتاً به خشونت فیزیکی( ضرب و شتم ) و حتی به قتل ختم می شود. این معضل علاوه بر ایجاد عوارض جسمی و روحی کوتاه و بلند مدّت در قربانی و تهدید کیان خانواده موجب تبعات اجتماعی جبران ناپذیر همچون طلاق، فرار از منزل و خودکشی و غیره می شود.
امّا سئوال اساسی این است که با وجود اهمیتی که خانواده و بویژه نقشی که در جامعه پذیری و تربیت نسل های آتی دارد، چه علل و عواملی سبب بروز خشونت در این حوزه می شود؟
بسیاری از صاحب نظران به منظور تبیین مسأله مذکور به علل و عوامل مختلفی اشاره کردند که بطور کلی می توان آنها را در دو سطح؛ متغیرهای فردی و متغیرهای اجتماعی قرار داد. بدین ترتیب که برخی (جامعه شناسان) آن را انعکاسی از واقعیات اجتماعی می دانند و برخی دیگر (روان شناسان) بر این باور هستند که خشونت منبعث از واقعیات درونی و روانی است. پر واضح است که هر یک از این دو دیدگاه اجتماعی و روانی با در نظرگرفتن کانون واقعیت از منظر خاصی به پدیده مذکور نگریسته  و پاسخی به این پرسش داده اند، ولی پاسخ هر کدام دچار محدودیت هایی است، چرا که جامعه شناسان با تاکید بر واقعیات اجتماعی در بروز این پدیده، نقش شخصیت فرد، آسیب های روانی و تجارب نخستین فرد در ایام کودکی و نیز نیرو های روانی را نادیده گرفته اند. روان شناسان نیز با در نظر گرفتن عوامل روان شناختی در بروز پدیده خشونت، حقایق و واقعیات اجتماعی را نادیده می گیرند. ولی به نظر می رسد که در برخورد با پدیده خشونت، اصل علّیت دایره ای فزاینده دارد و لذا نباید مسأله مذکور را تک بعدی بررسی کرد، بلکه باید مجموعه ای از عوامل جامعه شناختی و روان شناختی را در نظر گرفت. در این پژوهش ما برآنیم تا نقش و سهم متغیر پدرسالاری را در بروز خشونت خانوادگی مشخص کنیم ؛ هر چند که منکر تاثیر دیگر متغیرها در پیدایش این پدیده نیستیم.
بنابراین با توجه به مطالب فوق، پژوهش حاضر بر آن است تا نقش و تأثیر پدرسالاری را  بر خشونت خانوادگی ( همسرآزاری) در شهرسبزوار مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. همچنین پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به سوالات ذیل می باشد:
1- میزان خشونت خانوادگی( همسر آزاری ) در جامعه آماری مورد بررسی چه اندازه است؟
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:46:00 ب.ظ ]




مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 55
1ـ3ـ روش‌شناشی ……………………………………………………………………………………………………………………………… 56
1ـ1ـ3ـ روش‌شناسی گیرتز …………………………………………………………………………………………………………….. 56
2ـ1ـ3ـ روشها و تكنیك‌های تحقیق ………………………………………………………………………………………………. 65
3ـ1ـ3ـ روش‌شناسی تحلیل و تفسیر داده‌ها ……………………………………………………………………………………. 70
2ـ3ـ مناقشات روش‌شناختی ……………………………………………………………………………………………………………… 71
1ـ2ـ3ـ دیالوگ و خویشتن‌نگری انتقادی…………………………………………………………………………………………. 82
فصل چهارم: تاریخ و تشیع و مناسك عزاداری
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………. 88
1ـ4ـ نگاهی اجمالی به تاریخ تكوین تشیع …………………………………………………………………………………………. 89
2ـ4ـ ایران پس از انقلاب 1357………………………………………………………………………………………………………….. 94
3ـ4ـ مروری اجمالی بر تاریخ عزاداری……………………………………………………………………………………………….. 101
4ـ4ـ مناسك عزاداری در سفرنامه‌های غربی‌ها …………………………………………………………………………………… 109
فصل پنجم:  یافته های میدانی
مقدمه …………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 138
1ـ5ـ گفتمان كربلا پس از انقلاب اسلامی: دوران جمهوری اسلامی ………………………………………………….. 139
1ـ1ـ5ـ نریمان پناهی ……………………………………………………………………………………………………………………… 144
2ـ1ـ5ـ سید محمد جواد ذاكر: سمبل سبك جدید …………………………………………………………………………. 145
3ـ1ـ5ـ مهدی اكبری: مداحی از حوزه فرهنگی مشهد……………………………………………………………………… 145
4ـ1ـ5ـ عبدالرضا هلالی: اوج جریان سبك جدید و ستاره مداحان …………………………………………………. 147
2ـ5ـ فضای هیاتها: اجتماعی هیاتی……………………………………………………………………………………………………… 153
3ـ5ـ مفاهیم و نمادهای اصلی گفتمان كربلا ………………………………………………………………………………………. 160
1ـ3ـ5ـ عزاداری …………………………………………………………………………………………………………………………….. 161
2ـ3ـ5ـ اندوه، ماتم و حزن………………………………………………………………………………………………………………. 163
3ـ3ـ5ـ اشك و گریه ……………………………………………………………………………………………………………………… 164
4ـ3ـ5ـ كربلا و عاشورا……………………………………………………………………………………………………………………. 168
5ـ3ـ5ـ نمادهای انسانی …………………………………………………………………………………………………………………. 172
6ـ3ـ5ـ عشق و دیوانگی ………………………………………………………………………………………………………………… 179
7ـ3ـ5ـ علم و كتل و نخل و غیره…………………………………………………………………………………………………… 182
8ـ3ـ5ـ حیوانات نمادین ………………………………………………………………………………………………………………… 185
9ـ3ـ5ـ آب و عطش و تشنگی ………………………………………………………………………………………………………. 186
4ـ5ـ صورت‌بندی امروزین گفتمان كربلا و مكانیسم‌های تولید معنا در آن …………………………………………. 188
5ـ5ـ گفتمان كربلا: ساختار معنایی، زبانشناختی و موسیقائی……………………………………………………………….. 197
6ـ5ـ گفتمان كربلا و حیات اجتماعی عزاداران……………………………………………………………………………………. 204
7ـ5ـ گفتمان كربلا و اخلاقیات و سبك زندگی عزاداران ……………………………………………………………………. 212
8ـ5ـ گفتمان كربلا و گفتمان انتظار……………………………………………………………………………………………………… 218
فصل ششم : نتیجه گیری…………………………………………………………………………………………………………………. 22
منابع و مآخذ………………………………………………………………………………………………………………………………………. 35
ضمائم………………………………………………………………………………………………………………………………………………….. 242

 

 

1ـ1ـ طرح مسئله

دین به مثابه نظام فرهنگی (گیرتز، 1973) و یك پدیده اجتماعی(دوركیم، 1383) در مطالعات انسان‌شناختی جایگاه خاصی دارد. هر چند این پژوهشها عمدتاً مبتنی بر ادیان قبیله و وجوه عجیب و غریب دین بوده‌اند(موریس، 1383)، با وجود اینها مطالعات انسان‌شناختی ادیان بزرگ، بالاخص دین اسلام در وجه گسترده آن رواج بیشتری یافته است (گیرتز، 1968) ادیان بزرگی همچون اسلام، عمدتاً در این مطالعات بیشتر شامل بررسی مذهب اهل تسنن بوده، با وجود این، مطالعات اندكی نیز در باب تشیع از منظر انسان‌شناختی صورت گرفته است(ر.ك. فیشر،1980). اسلام به عنوان یكی از ادیان ابراهیمی جغرافیای تمدنی خاص خودش را در پهنه وسیعی از جهان از قرن 2 هجری به بعد شكل داد. این تنوع به همراه چالشهای پیش روی این مذهب جدید سبب تكثرهای فرقه‌ای درونی آن شد. یكی از این گرایشهای اصلی اسلام، مذهب تشیع است كه خود این مذهب نیز فرق و شاخه‌های درونی خودش را دارد. تشیع به عنوان مذهب گروه‌های فرودست و اقلیت‌، عموماً در حیطه تمدن اسلامی ـ به جز در مراحل خاص ـ در حاشیه قدرت بوده است (الشیبی، 1380 و توال، 1383).
تاریخ تشیع پس از شهادت امام علی و صلح امام حسن و بالاخص شهادت امام حسین روند دیگری را از سر گذراند كه مهمترین ویژگی آن حاشیه بودگی در كنار اكثریت تسنن است. به همین سبب تلاش مستمری برای تمایز هویت خودی از اكثریت دیگری را دنبال كرده، این تلاش در همه وجوه این مذهب از باورها و مسائل كلامی و اعتقادی تا امور منسكی و … را شامل می‌شود. تاكید بر وجوه خاص در این مذهب، بالاخص مناسك عزاداری محرم یكی از این تلاشهاست. شهادت امام حسین، در كلیت قضیه شبیه به سرنوشت سایر ائمه بوده است، اما این حادثه تاریخی، در ذهن تشیع جایگاهی فراتر از یك امر تاریخی یافت و «در حقیقت فصل اساسی تاریخ شیعیگری شد» (توال، 1383: 31). به همین سبب هم تا امروز در میان بسیاری از گروه‌های شیعه حتی در كشوری مثل آمریكا یكی از عناصر اصلی ابراز هویت به شمار می‌آید (تكیم، 1384 و العمار، 1384).
این تمایزیابی در آغاز تاریخ تشیع چندان رایج نبود، بلكه تشیع به تدریج مناسك خاص خودش را بنا به تنوع جغرافیایی و قومی و فرهنگی‌اش و در گذر زمان شكل داد (گیب، 1380). ایران یكی از مهمترین سرزمینهای رشد و گسترش تشیع بوده است كه بالاخص با تاسیس و قدرت یافتن سلسله‌هایی مثل آل‌بویه و كیائیان و در نهایت صفویه، تشیع مذهب رسمی كشور ایران شد(جعفریان، 1379 و شوایتزر، 1380). این جریان به واسطه پشتوانه سیاسی كه در گسترش مذهب تشیع داشت، سبب نفوذ مذهب تشیع در بخشهای بیشتری از جامعه ایرانی گشت، نفوذی كه همراه بود با آمیخته شدن هر چه بیشتر مذهب تشیع و فرهنگ ایرانی كه شاید هم به دلیل تشابه ساختاری این دو مجموعه با هم باشد(ر.ك: بی‌من، 1381: 2ـ 51 و فیشر 1980). هر چند عموماً تشیع را در جامعه ایرانی بصورت یك كلیت یكدست و همسان مورد بررسی قرار داده‌اند، اما كسانی مثل فیشر به تنوع و تكثر درونی مذهب تشیع در بخشهای مختلف قشربندی اجتماعی ـ فرهنگی ایرانیان اشاره می‌كنند (فیشر، 4: 1980).
این تنوع و تكثر را در تاكید بر وجوه خاصی از دین مثل وجوه عقلانی و فكری یا وجوه عاطفی و مناسكی به خوبی می‌توان دید. یكی از مهمترین موضوعاتی كه می‌تواند مجرای بسیار مناسبی برای شناخت دینداری ایرانیان باشد، مقوله مناسك عزاداری محرم است كه فیشر آنرا «پارادایم كربلا» نام می‌نهد. اما به دلایلی كه بعداً شرح خواهم داد، من آنرا «گفتمان كربلا» می‌نامم. گفتمان كربلا، گفتمانی است كه دال برتر آن حادثه كربلا و روایت عاشورا توسط دینداران شیعی است به نظر فیشر (1980) سایر گروه‌بندی‌های اجتماعی بر وجوه متفاوتی از مذهب تشیع تاكید بیشتری دارند. همانطور كه گفته شد در مطالعات اجتماعی دین در ایران كمتر به این مقوله گفتمان غالب در درون مذهب تشیع در اقشار و گروه‌بندی‌های مختلف (مثل روحانیون، صوفیان، بازاریان و طبقات بالای شهری و در نهایت اقشار فرودست شهری و روستائیان و عشایر) توجه داشته‌اند. به دلیل ساختار فرهنگی و سیال این گفتمان و پیوندی كه با حیات دائماً در حال تغییر فرودستان شهری داشته، همیشه متحمل تغییرات بسیاری نیز بوده است و این مساله خود ناشی از ساختار مناسك مذهبی است. چرا كه مناسك مذهبی علاوه بر آنكه بازنمای دگرگونیها هستند، یكی از نقش‌های اصلی‌شان پیشبرد دگرگونی و اعتبار بخشیدن به دگرگونی‌هاست (بیتس و پلاگ، 1375: 678). مردم در طی تحول زندگی‌شان، نگرشها و ذهنیت‌شان نیز تغییر می‌كند و این سبب تغییر فهم آنها از عناصر اصلی مناسك مذهبی نیز خواهند شد. و از آنجا كه گفتمان كربلا حول شخصیت‌ها و حادثه‌های خاصی سامان‌دهی شده است، این گفتمان و مناسك مربوط به آن نیز تغییر می‌كند. زیرا «تغییرات مناسك تابع تغییراتی است كه در شیوه تلقی از این شخصیت‌ها پیش می‌آید» (دوركیم، 1383: 113). بنابراین این گفتمان و تغییرات آن بازنمای مناسبی برای زندگی مردم و تغییرات آن بالاخص در حیطه قشر اجتماعی مربوطه می‌باشد.
این گفتمان به دلیل نقش مهمی كه در حیات این مردم داشته است، در صور مختلفی تبلور یافته و مردم آنرا طی مكانیسم‌ها و صورت‌بندی‌های متنوعی بازسازی كرده‌اند. شكل سنتی تئاتر ایرانی، یعنی تعزیه یكی از این صورت‌بندی هاست و همچنین صور دیگری مثل روضه، سفره‌های نذری خانگی، دسته‌های زنجیرزنی در ماه محرم، هیاتهای سینه‌زنی و عزاداری و مجالس مكرر و متعددی كه تحت تاثیر این گفتمان حیات دینی مردم را تشكیل می‌دهند، همه بیانگر تكثر تجلیات گفتمان كربلا در زندگی مردم هستند. یكی از صور مهم ظهور و بروز و عملكرد این گفتمان، هیاتهای عزاداری هستند. نیمه دوم دهه هفتاد با گسترش چشمگیر این هیاتها و محتوای آنها مواجه بوده‌ایم. كه بنا به گفته كارشناس سازمان تبلیغات استان تهران، در حدود 15.000 هزار هیات ثبت شده در تهران وجود دارد كه این آمار فارغ از هیاتهای غیررسمی و هیات های زنانه ثبت نشده است. در این میان موج خاصی از هیاتها كه بیانگر تحولی عمیق در روند سنتی هیات بود، رشد و گسترش خاصی پیدا كرد. موجی كه بسیاری از مذهبی‌ها از آن با عنوان «هیاتهای پاپ» و «هیاتهای سبك جدید» یاد می‌كنند. كه این عنوان‌ها بیانگر تمایز آنها از سبك سنتی و رایج عزاداری بوده است.از سوی دیگر رسانه‌ای شدن محتوای این هیاتها هم از طریق صدا و سیما با پخش محتوای این هیاتها و همچنین رواج بازار CDها و نوارهای مجالس مذهبی و ظهور ستاره‌گونه مداحان سبك جدید و تاكید رسمی و غیررسمی زیادی كه بر گفتمان كربلا گذاشته می‌شد، سبب گسترش هر چه بیشتر این هیاتها و محتوای آنها شد. آنچه كه از مشاهدات اولیه برمی‌آید حضور گسترده نسل جوان در این هیاتهاست. هر چند متخصصان سنتی دین، بالاخص روحانیون، نقدهای چندی به روند گسترش این هیاتها و محتوای آنها داشته‌اند، اما این نقدها نه تنها اثری نداشته و بعضاً موجب رونق بیشتر آنها هم شده است. آنچه كه مهم است حضور گسترده اقشار فرودست شهری و بعضا روستائیان مهاجر در این فضاها و گرایش شدید آنها به گفتمان كربلا در وجه خاص خودشان ست.
این رساله در جهت بررسی گفتمان كربلا در شرایط حاضر و در صورت‌بندی جدید آن كه به نام «سبك جدید» معروف است و برای پی بردن به ویژگیها و مختصات فعلی دینداری اقشار فرودست شهری و تحولات آن سامان‌دهی شده است.لذا از یكسو با در نظر گرفتن این گفتمان به مثابه یك پدیده اجتماعی، رابطه آن با گروه‌بندی اجتماعی این مردم، هویت اجتماعی و سیاسی و تحولات آن بررسی خواهد شد و از سوی دیگر نقش گفتمان كربلا به مثابه نظام فرهنگی و یك نظام نمادین و منبع معنایی در زندگی این قشر اجتماعی مورد بررسی قرار خواهد گرفت. این دو سطح از تحلیل مبتنی بر تلفیقی از رویكرد جامعه‌شناختی دوركیم (برای سطح اول) و رویكرد تفسیری گیرتز (برای سطح دوم) می‌باشد. قابل ذكر است كه این رساله در پی تحلیل صرف امر قدسی در درون این گفتمان بنا به رویكردهایی مثل رویكرد میرچاالیاده (1376) یا رویكردهای روان‌شناختی و ذهنی و فكری صرف مثل رویكرد فریزر (1383)، و مالینوفسكی و تایلور(ر.ك: موریس، 1383) و همچنین رویكردهای دین شناختی و كلامی و درون دینی كه

مقالات و پایان نامه ارشد

 بیشتر به دنبال پیرایش تحریفات و بازگشت به اصل واقعه و ارائه قرائتی «اصیل» هستند(مطهری، 1379، نوری‌نژاد، 1383) نیست، بلكه همانطور كه گفته شد بنا به رویكرد تلفیقی از نظریات گیرتز و دوركیم، به دنبال بررسی گفتمان كربلا، به مثابه یك ساختار فرهنگی و نظام نمادین و در ارتباط با امر اجتماعی و فرهنگی و به عنوان یك پدیده اجتماعی هستم.

 
 
 
2ـ1ـ اهمیت موضوع
در هر پارادایم علمی، موضوعات مورد پژوهش می‌توانند از دو جهت اهمیت لازم را برای تحقیق داشته باشند: یكی از جهت محتوای درونی خود موضوع و دیگر از جهت موقعیت آن موضوع در سایر موضوعات.
مساله مذهب و مناسك مذهبی نیز از این دو جهت اهمیت بررسی را دارند. مذهب از یكسو به عنوان بخشی از هر فرهنگ با نمادهای مقدس و كاركردهای آنها سروكار دارد(گیرتز، 1973). و از سوی دیگر به عنوان پدیده‌ای اساساً اجتماعی با گروه‌های اجتماعی در ارتباط است (دوركیم، 1383). مذهب به مثابه مجموعه‌ای متشكل از باورها و مناسك، نظام نمادین خاصی را جهت حل مساله معنا و تامین پشتوانه اخلاقی برای اعضای جامعه بر مبنای ایمان مذهبی‌شان فراهم می‌كند. اما این ایمان مذهبی بیش از هر چیزی از خلال مناسك مذهبی كسب می‌شود (گیرتز، 1973) و اقتدار اخلاقی اجتماع از خلال این مناسك به فرد انتقال می‌یابد(دوركیم، 1383). لذا مناسك یك وجه بسیار مهم از هر دینی هستند كه از دو جنبه پویایی شناسی ـ برای بررسی تحولات اجتماعی و مذهبی یك جامعه ـ و هم از جنبه ایستائی‌شناسی ـ به عنوان بازنمایی وضع فرهنگ و اجتماع ـ قابل بررسی هستند.
به همین سبب هم یكی از موضوعات اساسی انسان‌شناسی دینی، پژوهش در باب مناسك دینی و محتوا و عملكرد آنهاست. از وجه خاص‌تر موضوع این رساله نیز جامعه شیعی ایرانی، بالاخص در قشر مورد نظر یعنی فرودستان شهری از باب پژوهش‌های اجتماعی دین، آثار بسیار اندكی را در بر می‌گیرد. علی‌رغم تاثیر بسیار گسترده دین در حیات این بخش از جامعه، به دلایل معرفت شناختی و روش‌شناختی خاصی عموماً از حیطه پژوهشها، بالاخص در باب مناسك عزاداری و به عبارت عامتر گفتمان كربلا در حاشیه بوده‌اند. اجتماع ایرانی، بالاخص بعد از انقلاب مذهب را در همه عرصه‌ها و البته سیاسی‌تر، تجربه كرد. و به دلیل تاثیر عمیقی كه گفتمان كربلا، هم در شكل‌دهی معرفت دینی این بخش از جامعه و هم در تامین منبع معنایی و تداوم هویت اجتماعی آنها در عرصه جامعه و فرهنگ دارد، پژوهش آن اهمیتی خاص در شناخت حیات فرهنگی و دینی مردم دارد.
تحولات اخیر اجتماع ایرانی در حیطه مذهب و اجتماع و فرهنگ بر گفتمان كربلا در این بخش از جامعه تاثیرگذار بوده است. لذا فهم این تغییرات و محتوای آن، همراه با فهم تداوم‌ها و استرارهای این گفتمان در این بخش از جامعه اهمیت خاص خودش را دارد.
همچنین اندك بودن مطالعات اجتماعی دین، بالاخص با رویكردی انسان‌شناختی در باب مذهب مردم ایرانی به همراه غفلتی كه در مطالعات اجتماعی دین ـ جامعه‌شناختی و انسان‌شناختی ـ در بررسی مناسك مذهبی در ایران رایج است، پژوهش در باب این مناسك را اهمیتی مضاعف می‌بخشد.
از سوی دیگر مساله شكل‌گیری، تداوم و عملكرد مناسك ثانویه و رابطه و تاثیر آن بر مناسك اولیه در مذهب تشیع جایگاه خاصی دارد. تشیع به دلیل تاریخ تكوین خاص خودش (ر.ك: الشیبی، 1380 و توال، 1380) در وجوه متعددی متكی بر این مناسك ثانویه بوده است. مناسك اولیه، مناسكی‌اند كه توسط بیانگذاران اصلی مذهب تدوین و ترویج پیدا می‌كنند و معمولاً هم بسیار صورت‌گرایانه و فرمال هستند. لیكن مناسك ثانویه، مناسكی‌اند كه در اصل جزء مناسك اصلی مذهب نبوده‌اند، اما بنا به شرایط اجتماعی ـ تاریخی خاصی اولویت و اهمیت بیشتری در یك نظام مذهبی پیدا كرده‌اند. این اولویت یافتن ناشی از نقش و عملكردی است كه برای دینداران دارند، لذا فهم

یک مطلب دیگر :

معرفی متا تگ توضیحات (description)

 جایگاه این مناسك ثانویه و موقعیت آن در نظام مناسك یك مذهب و چرایی این موقعیت و پیامدهای آن اهمیت خاص خودش را دارد.

گفتمان كربلا به عنوان یك گفتمان دینی در اقشار فرودست شهری قابلیت و پتانسیل سیاسی و اجتماعی و مذهبی بسیار بالایی دارد كه هم می‌تواند در این اقشار به صورت یك خرده فرهنگ همنوا با سایر اجزای مجموعه و هم در صورت مقتضی بصورت یك ضد فرهنگ، در تقابل با نظم مستقر عمل كند. لذا این پژوهش می‌تواند در وضعیت فعلی این موقعیت دوگانه گفتمان كربلا را بصورت طیف گونه‌ای از یك خرده فرهنگ تا یك ضد فرهنگ بررسی كند.
با بررسی گفتمان كربلا می‌توان ارتباط یك گفتمان دینی غالب در بخش خاصی از جامعه را با زمینه‌های اجتماعی و فرهنگی و مكانیسم‌های تاثیر و تاثر متقابل آنها با یكدیگر را فهمید و در نهایت می‌توان صورت‌بندی گفتمان دینی این بخش از جامعه و محتوا و عملكرد آنرا درك كرد. و از خلال این صورت‌بندی گفتمانی پی به وضعیت حالات روحی و سبك زندگی و هویت گروهی و اجتماعی دینداران و بازنمایی آن در كیهان‌شناسی و نظام باورها و اعتقادات آن گفتمان دینی و در نهایت تاثیر آنرا بر منش اخلاقی و ساختار فكری ـ انگیزشی آنها بدست آورد.
3ـ1ـ ضرورت موضوع
عمده مطالعات اجتماعی دین در ایران عموماً معطوف به مساله سكولاریسم هستند و از سوی دیگر دین و مذهب تشیع را در كلیت آن در نظر گرفته‌اند و مطالعات اندكی در باب موضوعات خاص‌تری از جمله مناسك عزاداری و گفتمان كربلا صورت گرفته و پژوهش‌های صورت گرفته نیز (در پیشینه پژوهشی به این ادبیات اشاره خواهد شد) مناسك عزاداری را به عنوان جزئی فرعی در نظر گرفته‌اند.
باید دقت كرد كه گفتمان كربلا علاوه بر موقعیت آن در اقشار مورد نظر این رساله یعنی فرودستان شهری در سایر اقشار نیز جایگاه مهمی دارد. از سوی دیگر مناسك عزاداری محرم به عنوان یك مناسك جمعی برای جامعه شیعی ایران اهمیت بسیار زیادی دارد و كل جامعه را در فضایی مناسكی قرار می‌دهد و همه مردم ـ حتی در مواردی اقلیت‌های دینی ـ درگیر آن می‌شوند. لذا به سبب جایگاه گفتمان كربلا در تشیع ـ بالاخص اقشار مورد نظر ـ فهم وجه تاریخی معاصر این گفتمان در شرایط فعلی و تحولات آن ضرورت خاصی برای بررسی اجتماعی و فرهنگی دین در ایران دارد.
ظهور اشكال جدید در مناسك عزاداری و محتواها و صورت‌بندی گفتمان كربلا، ضرورت فهم چرایی و چگونگی این صور جدید و پیامدهای آنها را ایجاد می‌كند. این تحولات از نظر عموم دینداران سنتی برای دین پیامد مناسبی ندارند، اما جدای صحت درون دینی این صورت‌های جدید، ظهور و بروز آنها دلایل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی خاص خودش را دارد كه فهم آنها ضروری است.
لذا در كل فهم وضعیت فعلی گفتمان كربلا از جنبه‌های زیر ضرورت دارد:
1ـ فهم رابطه نمادها مقدس گفتمان کربلا با حیات اجتماعی و فرهنگی فرودستان شهری؛ 2ـ فهم جایگاه این گفتمان به مثابه ” نظام فرهنگی ” و ” پدیده اجتماعی ” در حیات دینی مردم؛ 3- فهم آن به مثابه یك منسك دینی مهم و موثر در حیات دینداران؛ 4ـ فهم تحولات این گفتمان به عنوان یك تغییر و تحول مذهبی در جامعه فعلی ایران شیعی؛
4ـ1ـ اهداف تحقیق
در هر پژوهشی اهداف آن بیانگر سمت و سوی روندهای پژوهشی‌است. اهداف هر تحقیقی را در سه سطح می‌توان در نظر داشت، 1ـ سطح اول برای فهم موضوع 2ـ سطح دوم برای توصیف آن و 3ـ سطح سوم برای تبیین و تفسیر معنای موضوع.
در كل این رساله نیز در جهت سه سطح فوق ساماندهی شده است، یعنی فهم و توصیف و در نهایت تبیین و تفسیر گفتمان كربلا در ساختار اجتماعی و فرهنگی فرودستان شهری.اما این اهداف بصورت جزئی‌تر شامل فهم و توصیف وضعیت امروزی این گفتمان و تحولات اخیر آن و فهم صورت‌های جدید گفتمان كربلا و مناسك عزاداری در وهله اول می‌شود. و در وهله دوم به سطوح تبین موضوع خواهیم پرداخت و هدف ما در این مرحله، تبیین و تفسیر نظام نمادین و نظام معنایی این گفتمان و نقش آن در زندگی اجتماعی و فرهنگی و مذهبی مردم و همچنین تبیین و تفسیر تحولات فعلی این گفتمان و تغییرات و تداومهای آن نسبت به گذشته را شامل می‌شود.
در نهایت در بحث مطالعات انسان‌شناختی دین به فهم و تبیین موضوع سلسله مراتب مناسك در یك مذهب و چرایی و چگونگی مكانیسم‌های تاثیرگذاری و تاثیرپذیری آنها بر شرایط مذهبی و اجتماعی و فرهنگی پیروان آن مذهب خواهیم پرداخت.
باید دقت كرد این پژوهش به دنبال مطالعه كلامی گفتمان كربلا برای بررسی صحت و سقم محتویات و عناصر این گفتمان از منظر درون دینی نیست. به عبارت دیگر هدف این رساله در پی بررسی تاریخ‌نگارانه این گفتمان یا ارائه تفسیر جدید جامعه‌شناختی از واقعه تاریخی كربلا (آنگونه كه در كارهای شریعتی، 1379 و مطهری 1379 دیده می‌شود) نیست. به عبارت دیگر بنا به رویكردی دوركیمی (1383) هیچ دین باطلی وجود ندارد و همه باورهای مذهبی ریشه در واقعیت دارند و بیانگر واقعیت هستند، لذا در بررسی این گفتمان دینی نیز بحثی در باب بطلان و صحت و سقم تاریخی و درون دینی آن نیست. بلكه با رویكرد دوركیمی (1383) و رویكرد  تفسیری گیرتز( 1973) به دنبال كاركردهای اجتماعی این گفتمان و نقش آن در مساله هویت اجتماعی و حل مساله معنا و پیوند روحیات و سبك زندگی مردم با جهان‌بینی و نظام اخلاقی‌شان خواهیم بود.
5ـ1ـ سوالات تحقیق
پرسشهای هر پژوهشی  بسته به چارچوب نظری تدوین می‌شوند. در این رساله نیز سعی شده بنا به رویكرد تئوریك آن، پرسشهای خاصی برای كلیه فرآیندهای تحقیق در نظر گرفته شوند.
گفتمان کربلا به عنوان یك گفتمان دینی شامل یك نظام نمادین است كه در یكسری صور مناسكی تبلور پیدا می‌كند و در نهایت حیات مذهبی دینداران را در این وجه خاص شكل می‌دهد. پرسشهای اصلی این پژوهش نیز در باب چگونگی صورت‌بندی نهایی گفتمان كربلا در قشر فرودستان شهری است. و در وهله دوم به چگونگی و چرایی رابطه این گفتمان با زیست جهان اجتماعی و فرهنگی این مردم و تاثیرات و پیامدهای متقابل آنها خواهیم پرداخت.
این پرسشهای كلی در پرسشهای جزئی‌تر زیر خلاصه می‌شوند:
– نظام نمادینی كه در این گفتمان وجود دارد، چه ویژگی‌هایی دارد؟
– نظام نمادین این گفتمان ، بیانگر چه نظام معنایی است؟ به عبارت دیگر دلالت‌های معنایی این نمادها چیست؟
– این گفتمان چه رابطه ای با موقعیت اجتماعی این قشر اجتماعی و هویت اجتماعی آنها دارد؟
– در حیات روزمره مردم(فرودستان شهری)و كنشهای اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی آنها، این گفتمان چه نقشی دارد؟
– حیات اجتماعی و فرهنگی مردم چه تاثیری بر صورت‌بندی این گفتمان دارد؟
– چه تحولاتی در این گفتمان در شرایط فعلی جامعه و فرهنگ ایرانی بوجود آمده است؟
– علی‌رغم این تحولات، چه تداومها و استمرارهایی در این گفتمان دیده می‌شود؟
– این گفتمان چه جایگاهی در موقعیت فعلی جامعه ایران و در كلیت نظام مذهبی تشیع ایرانیان دارد؟


6ـ1ـ مفاهیم اصلی این پژوهش
در هر پارادایم علمی، مفاهیم و نظام مفهومی یكی از مهمترین بخشهای آن را شكل می‌دهند(چالمرز،1379). انسان‌شناسی دین نیز بواسطه نوع مفاهیم و پروبلماتیك‌های خاص خودش توانسته از پارادایم جامعه‌شناسی دین متمایز شود.
در این رساله كه یك پژوهشی در حیطه انسان‌شناسی دین خواهد بود سعی شده از صورت‌بندی مفهومی سنت پژوهشی انسان‌شناسی در باب دین و عناصر مربوطه استفاده شود. چرا كه این مفاهیم در نحوه فهم و توصیف و در نهایت در صورت‌بندی تبیین و تفسیر از موضوع بسیار مهم‌اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:45:00 ب.ظ ]




 

دانشگاه تهران

 

دانشكده علوم اجتماعی

 

بررسی مقایسه ‏ای نابرابری اجتماعی در كردستان ایران و عراق

 

با تاكید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه

 

نگارش:

 

استاد راهنما: دكتر سید حسن حسینی

 

استاد مشاور : دکتر رحمت اله صدیق سروستانی

 

 

 

پایان نامه برای دریافت درجه کارشناسی ارشد در رشته جامعه شناسی

پایان نامه

 

تکه هایی از متن به عنوان نمونه :
 
چکیده
در این پژوهش ،درصدد بررسی مقایسه‏ای نابرابری اجتماعی در کردستان ایران و عراق با تاکید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه برآمده‏ایم.نابرابری اجتماعی به تفاوت‏هایی میان افراد اشاره می کند ،که بر نحوه زندگی آنها ،خاصه بر حقوق ،فرصت‏ها ،پاداش‏ها و امتیازاتی که از آن برخوردارند ،تاثیر دارد.در بررسی فضای مفهومی این متغیر ،آن را به سه بعد نابرابری در وضعیت اقتصادی ،نابرابری در وضعیت سیاسی و نابرابری اجتماعی تفکیک نموده‏ایم.تلفیقی از آرای وبر ،پارکین و بوردیو برای چارچوب مفهومی فوق ،مناسب تشخیص داده شده است.سوال اساسی ما این است که مهم‏ترین عوامل موثر بر نابرابری اجتماعی در مهاباد و سلیمانیه کدامند؟اهداف ما نیز ارائه‏ی چارچوب تحلیلی مناسبی جهت طرح مسائل اجتماعی کردستان و شناخت مهم‏ترین عوامل نابرابری اجتماعی در کردستان می‏باشد.روش ما مقایسه‏ای و ابزارهای گردآوری اطلاعات ،مشاهده ،مصاحبه‏ی عمیق و مصاحبه‏ی استانداردیزه است.در سلیمانیه ،تحصیل و در مهاباد ،درآمد مهم ترین عوامل نابرابری اجتماعی به شمار می رود.در کردستان عراق ،در نتیجه‏ی سالها مبارزه‏ی مسلحانه ،زمینه‏ی تحصیل کمتر مهیا شده است.در ایران با تغییر ضوابط دستیابی به مشاغل بالا بعد از انقلاب ،کردها  همانند گذشته از این سمت‏ها محروم شدند.زبان کردی در مهاباد به عنوان گونه‏ی پست ،به طور طبیعی آموخته می شود و درگفتگوهای خودمانی ،در ادبیات مردمی  و مانند آن کاربرد دارد ،در حالی که زبان کردی در سلیمانیه،به عنوان گونه والا در مدرسه آموزش داده شده و برای تولید ادبیات رسمی در ادارات ،سازمانها ،سخن‏رانی‏ها و دانشگاهها به کار می‏رود.اولویت هزینه‏های دانشجویان در سلیمانیه،گردش و تفریح و وسائل نقلیه و در مهاباد ،خرید کتاب و ظواهر شخصی است.میزان مشارکت در انتخابات و رابطه با حکومت در سلیمانیه بیشتر از مهاباد است.

اصطلاحات کلیدی : نابرابری اجتماعی،طبقه‏ی اجتماعی،قشربندی اجتماعی،انسداد اجتماعی، سرمایه‏ی فرهنگی،دوزبانگونگی.

مقدمه و بیان مسئله

كردها هر زمان در برابر آیینه‏ی تاریخ قرار می‏گیرند، با دو تصویر خوب و بد كه متفاوت و متضاد از هم هستند ،روبرو می‏شوند. یك تصویر، كردها را مردمانی رشید، دلاور و مرزدارانی غیور نشان می‏دهد كه در راه سربلندی و استقلال ایران از هیچ تلاشی فروگذار نكرده و همیشه آماده‏ی فداكاری و ایثار هستند. از سوی دیگر، گاه همین آیینه از كردها چهره‏ای خشن، نامهربان و یك تهدید برای امنیت ملی به نمایش می‏گذارد. كردها در یك چهره نگهبانان كشور و مرز دارانی دلیر هستند كه مرزهای غرب كشور را همچون جان عزیز می‏دارند و در چهره‏ی دیگر آشوب طلب و دست به اسلحه نمایانده می‏شوند. این پارادوكس در به تصویر در آوردن كردها، جایگاه ویژه‏ای به آنها بخشیده است (صوفی مجید پور، 1383: 81).
برای نمونه محمود افشار یزدی در پیوست كتاب «كرد و پیوستگی نژادی و تاریخی او» تألیف رشید یاسمی می‏گوید كه كردها از نژاد ایرانی هستند و زبان آنها زبانی ایرانی است. لذا كردها در ایران اصولاً احساس دوگانگی با سایر ایرانیان ندارند. در هر حال، ایران یك كشور بیگانه نیست كه كردستان را گرفته و استعمار كرده باشد و هم اكنون كردها بخواهند خود را از آن مستقل نمایند (رشید یاسمی، 1362: 1-250). در مقابل جلائی‏پور مطالبات كردها را تهدید تمامیت و هویت ایرانی می‏داند (جلائی‏ّپور، 1370: 8-137).
لذا می‏بینیم كه با وجود ایرانی بودن كردها، جنبش ملی كرد در این كشور نیز همچون سایر كشورهای حاكم بر كردستان به مبارزه علیه حكومت مركزی اقدام نموده‏اند. «طی سال‏های بسیار مركز ثقل جنبش ملی كرد مرتباً جابجا شده است. این مركز ثقل از 1925 تا 1934 كردستان تركیه بود. سپس از 1943 تا 1945 كردستان عراق بود و پس از آن در 1946 در جریان تأسیس جمهوری مهاباد به كردستان ایران منتقل شد . . . (كندال، 1372: 4-173). در دهه‏های 70 و 80 نیز جنبش ملی كرد در ایران فعال بوده است. دلائل این امر و مطالبات كردها چیست؟

یک مطلب دیگر :

 

گروهی به تحریكات خارجی اشاره نموده‏اند. بدین معنی كه مسئله‏ی كرد را در ایران و سایر كشورهای همسایه از دو جنس متفاوت دانسته‏اند و ادعا نموده‏اند كه، برای ایران «مسئله كرد» وجود ندارد، هر چند در اثر تحریكات خارجی، مانند طغیان شیخ عبیدالله در زمان قاجارها و سمیتقو در زمان پهلوی اول (برونسن، 1374: 9-51) و قاضی محمد (یاسمی، 1362: 250 و جلائی‏پور، 1370: 2-141) و اوائل انقلاب اسلامی 1357 گاهی برای ایران مسئله ساخته‏اند. لذا راه حل مسائل كردستان را به عواملی مانند گسترش شبكه ارتباطی، واگذاری پست‏های تصمیم‏گیری در مناطق كردنشین به كردها و گسترش نیروهای نظامی و انتظامی در مناطق كردنشین (جلائی‏پور ،1370 :2-141) دانسته‏اند. آنها بعد سیاسی مسئله را نادیده گرفته‏اند، در حالی كه كردها در قالب احزاب سیاسی از شورش سمكو و دهه 1940 تاكنون برقراری نظام فدرال یا خود مختار در كردستان، تشكیل پارلمان محلی، تدریس زبان كردی و . . . (كوچرا، بی تا: 198 و مك داول، 1380: 410) را خواستاراند،آنها خواستار تعدیل نابرابری هستند.
بنابراین آنها به ستم ملی‏ای اشاره می‏كنند كه علیه كردها اعمال می‏شود. اكثر شاخص‏های توسعه قبل (مك داول، 1380: 40-439) و بعد از انقلاب اسلامی 57 (صوفی مجیدپور، 1383: 8-81) حكایت از آن دارند كه كردستان در تمامی شاخص‏ها عقب‏تر از سایر نقاط ایران می‏باشد و شكافی بین مركز و كردها پدید آورده است. حتی به نظر می‏رسد كه در كشور عراق عربی كه كشوری بیگانه برای كردها است، وضعیت كردها به مراتب بهتر از كردها در ایران می‏باشد و این مسئله كه كردها تنها در ایران استانی به نام خود دارند و . . . با چالش جدی مواجه شده است.
مسئله‏ی مورد بررسی ما «بررسی مقایسه‏ای نابرابری اجتماعی در كردستان ایران و عراق» با تأكید بر شهرهای مهاباد و سلیمانیه می‏باشد. تأكید بر عنصر اجتماعی، این واقعیت را آشكار می‏سازد كه نابرابری ناشی از عوامل طبیعی و زیستی نیز می‏باشد و در این میان صرفاً عوامل اجتماعی مد نظر ما هستند. در عین حال روابط قدرت و پدید آمدن گروه‏های سلطه  و فرمانبر در سطح نهادی و ساختاری حائز اهمیت‏اند نه در سطح فردی. بدین معنی كه ساختارها و نهادها در جامعه، موانعی را بر سر راه افراد و گروه‏های «غیر خودی» برای رسیدن به منابع و فرصت‏ها تعبیه و در عوض آنها را در انحصار گروه‏های وابسته به خود قرار می‏دهند: «گروه‏های پایگاهی با تبعیض قائل شدن بر علیه اغیار آزادی عمل بازار را محدود می‏كنند» (كوزر و روززنبرگ، 1378: 344).
همانند اكثر مفاهیم جامعه شناختی، نابرابری نیز مفهومی پیچیده بوده و جامعه شناسان تعاریف متفاوتی از آن ارایه داده‏اند. اكثر آن‏ها جایگاه‏های متفاوت افراد و گروه‏ها را در یك موقعیت خاص مد نظر دارند؛ بدین معنی كه كنشگران با توجه به نقشی كه در آن موقعیت ایفا می‏كنند، جایگاه متفاوتی می‏یابند: «اگر چه، در اینكه نابرابری به موضوع‏هایی همچون شكاف بین پولدارها و فقرا یا تفاوت میان فرادستان و فرودستان توجه دارد، توافق نظر وجود دارد، با وجود این نابرابری اجتماعی به طوركلی‏تر به تفاوت‏هایی میان افراد اشاره می‏كند، كه بر نحوه زندگی آنها، خاصه بر حقوق، فرصتها، پاداش‏ها و امتیازاتی كه از آن برخوردارند، تأثیر دارد» (گرب، 1381: 10).
همانطور كه اشاره شد، مهم‏ترین تمایزات مورد نظر ما، نابرابری‏های ساختاری‏اند كه در كنش اجتماعی افراد پدید می‏آید. بر این اساس ما فرصتها، حقوق و امتیازاتی را كه در دسترسی افراد به امكانات، اختلاف به وجود می‏آورند، مد نظر قرار می‏دهیم. در این بررسی با وجود اشتراك زبان، مذهب و فرهنگ مردم شهرهای مهاباد و سلیمانیه به بررسی جایگاه آن‏ها از حیث رابطه با حكومت و انواع بنیان‏های نابرابری (جنسی، حزبی و . . .) مبادرت می‏ورزیم. پیش فرض اولیه در این مورد این است كه هر چه رابطه با حكومت بیشتر باشد، بهتر می‏توان از اعتبارات و تسهیلات استفاده كرده و در نتیجه نابرابری تعدیل خواهد شد.
تذكر این نكته ضروری است كه «طبقه» در مباحث مربوط به نابرابری اجتماعی در نظریه‏ی ماركس و نئوماركیست‏ها تبلور یافته است. «آنها نابرابری در مالكیت را مادر همه نابرابری‏های دیگر می‏دانند» (تأمین،1373: 136). علاوه بر مفهوم طبقه، مفهوم دیگر كانونی در بحث نابرابری اجتماعی «قدرت» است كه وبر و نئووبری‏ها بدان اشاره نموده‏اند. در مباحث اخیر مربوط به نابرابری اجتماعی نیز جامعه‏شناسانی كه بر مفهوم طبقه تأكید دارند، بازگشتی به آرای ماركس و آنهایی كه بر مفهوم قدرت تأكید كرده‏اند بازگشتی به آرای وبر داشته‏اند. تأكید بر طبقه در بحث نابرابری‏ اجتماعی بیانگر آن است كه ساختار اقتصادی عامل نابرابری‏ بوده و تأكید بر قدرت نشان می‏دهد كه ماهیت نابرابری اجتماعی ناشی از ساختار سیاسی یا دولت است. در این بحث نیز تاکید ما بر مفهوم قدرت می باشد.بدین دلیل که قابلیت تقسیم بیشتری را نسبت به مفهوم طبقه داشته و امکان شناخت نابرابری های کثرت گرایانه را فراهم می سازد.مارکسیست ها وجود کثرت گرایی و بنیانهای جداگانه قدرت را به غیر از قدرت طبقاتی نادیده گرفته اند.بدون توجه به این امر و ساختار سیاسی یا دولت در کردستان نمی توان تحلیل درستی از مسائل آن ارایه داد.لذا یکی از دلائل شکست احزاب کمونیست در کردستان نیز غفلت از این عنصر و تاکید بر ساختار اقتصادی می باشد.منظور از قدرت به پیروی از گرب (1381: 224)”توانائی های متفاوت در کنترل منابع”می باشد که موجب پیدایش روابط ساختاری و نامتقارن سلطه و فرمانبرداری کنشگران اجتماعی شده است.قدرت به طور معمول به وسیله سه ابزار کلیدی (کنترل بر منابع مادی ،مردم و عقاید)در نظام های اجتماعی به وجود می آید.

 

 

ابعاد مسئله‏ مورد بررسی

افراد و گروه‏ها در جامعه وارد روابط متقابل چند سویه‏ای در زندگی روزمره می‏شوند كه در چارچوب آن، سعی دارند اراده‏ی خویش را بر دیگران تحمیل نمایند. در این فرایند موازنه‏ی نیروها به چالش كشیده شده و نابرابری پدید می‏آید. این تمایز ناشی از عوامل متعددی از قبیل سن، جنس، مالكیت، تحصیل، شغل، نژاد و قومیت . . . می‏باشد كه به صرف بهره‏مندی یا عدم بهره‏مندی از این امكانات و تعلق یا عدم تعلق به گروهی خاص، در طبقه فرادست یا فرو دست جای می‏گیرند. ما در این بررسی به چندین عامل توجه می‏كنیم و اهمیت هر كدام از آنها و نقش شان را در نابرابری اجتماعی مشخص می‏كنیم.
زبان یكی از این عوامل است. ابراهیم یونسی در مقدمه كتاب كردها اثر کندال در این باره می‏نویسد: كمك به شكوفندگی و بالندگی زبان و فرهنگ یك گروه قومی نه مایه جدایی آن گروه از زبان اصلی، كه كمك به تحكیم پایه‏های فرهنگ ملی است. كمك به شكوفایی زبان و فرهنگ گروه‏های قومی در معنی كمك به رفع جدایی‏ها و سردی‏‏ها نیز هست، چرا كه با درمان این درد در حقیقت زمینه‏ی سردی و جدایی از بین می‏رود و زمینه‏ی جدیدی برای پیوستگی و نزدیكی بیشتر فراهم می‏شود (كندال، 1372: 20-19). بر این اساس جایگاه زبان كردی را در زادگاه اصلی آن یعنی ایران و كشور عراق مشخص می‏كنیم.
شغل نیز یكی از این متغیرها است. با توجه به اهمیت این عامل در سلسله مراتب قشربندی اجتماعی و جایگاه آن در نظریه‏های بوردیو، لنسكی و پاركین، موقعیت كردها را در سلسله مراتب شغلی در مهاباد و سلیمانیه مشخص می‏كنیم. تأكید بر این عامل ناشی از وابستگی شدید درآمد به شغل افراد می‏باشد. «از آنجا كه در هر كشور توسعه یافته و در حال توسعه، سوسیالیست یا با اقتصاد بازاری، درآمد هر كس به نوع شغلش بستگی دارد، ساخت شغلی تا حدی ارائه دهنده شاخص توزیع درآمدها است» (كول، 1365: 37). همچنین نقشی كه هر كس در جامعه ایفا می‏كند همیشه به صورت یكی از عناصر اساسی و اصلی تمایز طبقاتی بوده و خواهد بود. این نقش به دو صورت قابل تفكیك است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:44:00 ب.ظ ]




2-2-1) گرایش به پیشرفت
3-2-1) گرایشهای کجروی اجتماعی
4-2-1) تعلق اجتماعی
5-2-1) احساس سرزندگی
3-1) اهداف تحقیق
فصل٢) چهارچوب نظری
1-2) تاریخچه
1-1-2) قدرت زنان
2-1-2) تکامل گرائی
3-1-2) داروینسم اجتماعی
4-1-2) اندامواری
5-1-2)  زیست شناسی اجتماعی
٢-٢) نظریه
1-2-2) منازعه
2-2-2) نظریه تنازع
3-2-2) رقابت جنسی
4-2-2) توانائی ذاتی زنان
3-2) فرضیات تحقیق
4-2) عملیاتی کردن
1-4-2) گرایش به صلح
2-4-2) گرایش به پیشرفت
3-4-2) گرایش به کجروی
4-4-2) احساس تعلق اجتماعی
5-4-2) احساس سرزندگی
6-4-2) متغییر محیطی
فصل٣) روش تحقیق
1-3) جامعه آماری
2-3) حجم نمونه
٣-٣) روش نمونه گیری
4-3) ابزار جمع آوری اطلاعات
5-3) روش تحلیل داده ها
1-5-3) نحوه سنجش و استخراج متغییر ها
6-3) پایائی و اعتبار
1-6-3) پایائی
2-6-3) اعتبار
فصل ٤) ارائه نتایج
1-4) تحلیل یک متغیره
2-4) تحلیل چند متغیره
3-4) نتیجه گیری و پیشنهادهای تحقیق
فصل٥) پیوستها
١-٥) پرسشنامه
٢-٥) منابع
چکیده انگلیسی Abstract

جدول شماره : 1 دامنه متغیرهای محیطی
جدول شماره : 2 پایائی گویه های گرایش به صلح
جدول شماره :  3 پایائی گویه های گرایش به پیشرفت.
جدول شماره : 4 پایائی گویه های گرایش به کجروی
جدول شماره : 5 پایائی گویه های احساس تعلق اجتماعی
جدول شماره : 6 پایائی گویه های احساس سرزندگی
جدول شماره: 7 همبستگی بین متغیرهای سن، تحصیلات، درآمد
جدول شماره: 8  همبستگی پیرسون بین متغیرهای
جدول شماره : 9 فراوانی و درصد فروانی تحصیلات رتبه ای
جدول شماره : 10 فروانی و درصد فروانی گروههای سنی پنج ساله
جدول شماره : 11 فروانی و درصد فروانی متغیرهای وابسته
جدول شماره :12 آماره های متغیرهای وابسته
جدول شماره : 13 دامنه و آماره های متغیرهای محیطی تبدیل یافته
جدول شماره :14 همبستگی پیرسون بین متغیرهای محیطی و گرایشها
جدول شماره : 15 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر گرایش به صلح
جدول شماره : 16 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر گرایش به پیشرفت
جدول شماره :17 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر گرایش به کجروی
جدول شماره :18 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر احساس تعلق اجتماعی
جدول شماره :19 ضرایب همبستگی جزئی و رگرسیون متغیر احساس سرزندگی

نمودار شماره : 1 نمودار دایره ای فراوانی تحصیلات
نمودار شماره : 2 نمودار فراوانی مخارج پاسخگو.
نمودار شماره : 3 نمودار فراوانی سن پاسخگویان در سال 1385
نمودار شماره : 4 فراوانی گرایش به صلح
نمودار شماره : 5 فراوانی گرایش به پیشرفت
نمودار شماره : 6 فراوانی احساس سرزندگی
نمودار شماره : 7 فراوانی احساس تعلق اجتماعی
نمودار شماره : 8 فراوانی گرایش به کجروی اجتماعی
نمودار شماره : 9 فراوانی متغیر محیطزن
نمودار شماره : 10 فراوانی متغیر محیط سن
نمودار شماره : 11فراوانی متغیر محیط تحصیل
نمودار شماره : 12 فراوانی متغیر محیط درآمد
نمودار شماره : 13 فراوانی متغیر محیط مذهب
نمودارشماره :14تحلیل مسیر متغیر وابسته گرایش به صلح
نمودار شماره : 15 تحلیل مسیر متغیر وابسته گرایش به پیشرفت
نمودار شماره :16 تحلیل مسیر متغیر وابسته گرایش به کجروی
نمودار شماره : 17 تحلیل مسیر متغیر وابسته احساس تعلق اجتماعی
نمودار شماره :18تحلیل مسیر متغیر وابسته احساس سرزندگی

فصل 1 : مقدمه

عنوان پایان نامه« بررسی حضور و قدرت زنان در محیط اجتماعی مردان در شهر تهران » است. در این عنوان سه مفهوم « حضور» ، « قدرت » و « محیط اجتماعی » نیازمند توضیح می باشد .

1- حضور
اشاره به حضور مستقیم و  فیزیکی زنان داشته و دخالت غیر مستقیم را حتی با وجود قدرت، فاقد اثر لازم میداند. در جامعه انسانی میدانهای اجتماعی وجود دارد که در آنها تعادل حضور جنسی بر هم خورده است . برخی از آنها فقط متشکل از مردان می باشند . یعنی زنان در این میدانها حضور ندارند ..
در اینجا ما کاری با علت این برهم خوردگی نداریم . بلکه در این تحقیق مهم این است که تاثیر زنان  از طریق حضور مستقیم آنها امکان پذیر است . برای مثال حضور غیر مستقیم مانند: فیلم ، عکس ، روایت و یا دخالت توسط مردان مورد نظر نمی باشد. به این دلیل است که کلمه حضور در عنوان آمده است.
همچنین در تاثیر غیر مستقیم امکان سوء استفاده توسط رابطین وجود دارد. پس از نظر من داشتن قدرت بدون حضور ِ زنان حتی می تواند مخرب هم باشد .

مقالات و پایان نامه ارشد

 

2- قدرت
صرف حضور کافی نیست . قدرت هم به همراه حضور باید باشد زیرا توانائی تاثیر گذاری نیازمند قدرت است. در واقع حضور بدون قدرت موجب استثمار زنان میگردد. مثل وضعیتی که در روسپی خانه ها است و زنان مورد استثمار قرار می گیرند . در حالتی که فرد فاقد قدرت لازم برای تاثیر گذاری باشد . موضوع بررسی کمرنگ شده و فاقد ارزش لازم می گردد.
3- محیط اجتماعی
مفهوم سوم در این عنوان محیط اجتماعی می باشد. معمولا در تحقیقات کمی به محیط اجتماعی توجه لازم نمی شود و فقط ویژگیهای فردی با عنوان متغیر مربوط به فرد سنجیده می شود . اما  در این کار وقتی می خواستم تا ثیر حضور و قدرت زنان را بسنجم متوجه شدم که این تاثیر از طریق محیط اجتماعی اعمال می شود . پس متغیر محیطی را ابداع کردم .
در واقع محیط اجتماعی اشاره به متغیر محیطی دارد . من در تحقیقات دیگر مفهومی به این عنوان و محتوا ندیدم در نتیجه در این پایان نامه، مدتی از وقت خود را صرف بررسی این مفهوم و روش سنجش آن کردم . در اینجا توضیح مختصری ارائه می شود ولی در بخش 6-4-2 بطور مفصل تری در باره متغیر محیطی بحث خواهد شد.

متغیرمحیطی چیست؟
متغیر فردی ، مختصات فرد مورد تحقیق یا واحد تحلیل را می سنجد ولی متغیرهای محیطی متغیرهائی اند که ویژگی فردی واحد تحلیل نمی باشند. بلکه برآیندی از ویژگیهای افراد حاضر در محیط فرد ، هستند افرادی که بر فرد تاثیر گذار می باشند.
برای مثال میانگین سن افراد حاضر در محیط یک فرد بیانگر متغیر محیط سن او می باشد و یا میانگین تحصیلات کسانی که بطور مرتب با فرد در ارتباط هستند می تواند متغیر محیط تحصیل او باشد.
برای روشن شدن اهمیت متغیر محیطی مثال ساده ای می آورم . کودک ده ساله ای را در نظر داشته باشید که با افراد مسن مانند مادر بزرگها و پدر بزرگها زندگی می کند . و همچنین کودک ده ساله دیگری را فرض کنید که با هم سن و سال های خود و یا افراد جوان زندگی می کند . این دو کودک دارای رفتار و گرایشات متفاوتی هستند که ناشی از محیط اجتماعی آنها می باشد. متغیر فردی سن آنها یکسان است ، اما متغیر محیط سن آنها متفاوت بوده و تاثیرات متفاوتی را از محیط خود دریافت می کنند . در نتیجه سنجش متغیر محیطی می تواند این تاثیرات متفاوت را در نظر گرفته و کیفیت تحقیق را بهتر کند.

در این تحقیق سوال اصلی عبارتست از : آیا افزایشِ حضور و قدرت زنان در محیطهای اجتماعی مردان موجب افزایش: گرایش به صلح، گرایش به پیشرفت ، تعلق اجتماعی ، سرزندگی ، و کاهش گرایش به کجروی اجتماعی ، می گردد؟

1-1 ) طرح مسئله
محیط اجتماعی زندگی فرد نقش مهمی در شکل گیری گرایشات او دارد . بوم شناسی[1] اصطلاحی است که در زیست شناسی مطرح است . ولی در اوایل قرن بیستم این اصطلاح توسط جامعه شناسان دانشگاه شیکاگو بطور جدی به جامعه شناسی و مطالعات شهری وارد شد.
« رابرت، ج، پارک ایده بوم شناسی اجتماعی و تهاجم و موفقیت، را مطرح کرد … او نشان داد محیط شهری بطور بالقوه و در جهت منفی، هنجارهای سنتی را درهم می شکند و موجب آنومی می گردد» (باند 2004:20) .
آیا ویژگیهای محیطی موجب افزایش جرم می شود؟ رابرت پارک محله های  شهر را به شکل دایره های هم مرکز بررسی کرد و آن را به بوم زیست[2] تشبیه نمود . دایرة مرکزی را ناحیه اصلی کار[3]   و دومین حلقه دایره از مرکز را منطقه انتقالی[4] نامید . «ویژگی ناحیه انتقالی فرسودگی فیزیکی می باشد ، خانه های حقیر ، خانواده های ناقص ، نرخ بالائ نوزادان غیر قانونی و جمعیت ناهمگون ناپایدار. ساکنین در پائین ترین حد مقیاس اجتماعی-اقتصادی می باشند با درآمد ، تحصیلات و اشتغال اندک،

یک مطلب دیگر :

بهترین رژیم لاغری برای کم کاری تیروئید

 علاوه بر نرخ بالای بزهکاری ، این ناحیه نرخ بالای رسمی جرایم بزرگسالان همچون ، اعتیاد ، الکلیسم ، خود فروشی ، بیماریهای روانی را دارد . تمام این اشکال کجروی و بی قانونی به عنوان نتیجه بی سازمانی اجتماعی درون این نواحی شهری تفسیر می شود . جامعه شناسان شیکاگو بیان می دارند که ساکنین این ناحیه از نظر زیست شناختی یا روانشناختی غیر طبیعی نمی باشند . پس جرم وانحراف آنها صرفا پاسخ طبیعی مردمان نرمال به یک شرایط غیر نرمال اجتماعی می باشد . تحت این شرایط ،سنتهای جرمی و بزهکاری توسعه یافته و به صورت فرهنگ خاصی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود .»[5]

به هرحال محیط اجتماعی موجب بروز رفتارهای خاص اجتماعی می گردد. پس در صورت تغییر محیط این رفتارها نیز تغییر می کند.
در این تحقیق تلاش می شود ، ابعاد و ویژگیهایِ محیطیِ اجتماعیِ افراد با توجه به متغیرهای محیطیِ مختلف از جمله :
١- حضور و قدرت زنان ، (در محیط فرد)
٢- محیط سنی ، (میانگین سنی افراد حاضر در محیط فرد )
٣- محیط تحصیلاتی ، (میانگین تحصیلات افراد حاضر در محیط فرد)
٤- محیط درآمد ، (میانگین درآمد افراد حاضر در محیط فرد)
٥- محیط مذهبی ،(میزان مذهبی بودن افراد حاضر در محیط فرد)  بررسی شود .
سپس رابطه این متغییرهای محیطی را با گرایشهای افراد همچون :
1- گرایش به صلح یا جنگ طلبی ،
2- گرایش به پیشرفت ،
3- گرایشهای کجروی اجتماعی،
٤- تعلق اجتماعی و
٥ – احساس سرزندگی ،
بررسی می گردد .
دیدگاههای مختلف راه حلهای متفاوتی را برای مشکلات اجتماعی که در این تحقیق به عنوان متغییرهای وابسته مطرح شده است ، ارائه می کنند و استدلالهای خاص خود را دارند .

برگشت
1-1-1) محیط سنی: معمولا در گفتگوهای روزمره می شنویم که می گویند : جوان است و جاهل ، یعنی اگر سن فرد بالاتر رود عاقل تر می شود و سازگاری بیشتری با اجتماع خواهد داشت . این موضوع به متغییر سن توجه دارد و افزایش آن را در حل مشکلات اجتماعی موثر می داند . دلیل آن را نیز در جامعه پذیری می دانند . از نظر جامعه شناسان جامعه پذیری در طول عمر انسان ادامه دارد و با افزایش سن به طور کلی جامعه پذیری بیشتری انجام می شود .
بنا به تعریف لوین[6] « اجتماعی کردن (فرهنگی یابی ) فرایندی است که توسط آن فرد یاد میگیرد به عنوان عضوی از جامعةاش رفتار کند و موجودی اجتماعی شود . فرد یاد می گیرد که جامعه از او چه انتظاری دارد ، یعنی قواعد فرهنگی را که راهنمائی برای شرکت مناسب در اجتماع هستند ، یاد می گیرد . یاد میگیرد که چگونه خود را با فرایند های الگوئی تعامل اجتماعی گروه هماهنگ نماید . به طور خلاصه جامعه پذیری به انتقال نوزاد از حالت ارگانیسمی ابتدایی به وضعیت مشارکت بزرگسالانه در اجتماع دلالت دارد» (وایولو :182١٣٧٨) .
« جامعه پذیری هنگام تولد آغاز شده و تا هنگام مرگ پایان نمی یابد چرا که شخص دائما در حال تنظیم رفتار خود در حضور دیگران است» (وایولو :183١٣٧٨) .
آرابلا تروپ[7] در مورد آشوبگری فوتبال در گزارشی که به مجلس عوام بریتانیا[8] ارائه می کند. حضور افراد مسن را مهار کننده می داند و عدم حضور افراد مسن در ورزشگاه هنگام مسابقات فوتبال را از عوامل آشوب بیان می کند. او می نویسد: «… دامنه وسیعی از تبیین های ممکن برای بوجود آمدن خشونت بین طرفدارن فوتبال ارائه شده است. شامل : شرایط بد فیزیکی زمین، این واقعیت که مسابقه خود تقابل است ، رفتار بد بازیکنان، دخالت گروههای دست راستی ، بی توجهی مسئولان ، عدم حضور افراد مسن که می توانند اثر مهار کننده داشته باشند، تمایل به مبارزه ، بیکاری ، و مستی و یا شاید کنش متقابل برخی یا همه این عوامل» (تروپ 2000) .
البته در اینجا به متغیر سن نیز توجه می شود . بررسی متغیر محیطی سن ، که بیانگر میانگین و یا مقدار هر فرد در پیوستار برآیند سنی اطرافیان او و به طور کلی محیط او می باشد . می تواند برای بررسی گرایش های فرد با توجه به متغییرهای وابسته مورد نظر استفاده گردد . همچنین می توان از این منظر نیز به مسئله نگاه کرد ، که آیا صرفا جوان بودن می توان به معنای مشکل زا بودن باشد .
برگشت

2-1-1) محیط تحصیلاتی : گروهی نیز به تحصیلات توجه دارند . در بحثهای عامیانه گاهی می گویند همش از بی سوادی و بی فرهنگی است . و این نشان از اعتقاد به اهمیت تحصیلات در گرایشهای افراد است . بسیار از مردم افراد تحصیل کرده را صلح طلب تر و دارای گرایش به پیروی بیشتر از هنجارهای اجتماعی میدانند.
می توان گفت اولین تاکید بر علم و دانش و صلاحیت تحصیل کردگان برای اداره جامعه توسط افلاطون مطرح شده است . افلاطون معتقد به حکومت حاکمان حکیم بود (راسل 1367:173).
نظریات آگوست کنت (1798-1857) نیز در مورد رسیدن به جامعه اثباتی به نوعی تاکید بر تحصیل و آموزش علوم اثباتی است. کنت معتقد بود: « تنها اصلاح اجتماعی معتبر آن اصلاحی است که شیوه اندیشیدن الاهی را دگرگون کند و رویه خاص مکتب اثباتی را رواج دهد. آری این چنین اصلاحی در اعتقادات جمعی فقط در نتیجه توسعه علمی حاصل خواهد شد. بهترین شیوه برای ابجاد علم جدید به صورت شایسته آن، این است که پیشرفت ذهن اثباتی را از خلال تاریخ و در علومی که هم اکنون وجود دارند دنبال کنیم» (آرون 1381:131).
در واقع کنت معتقد به گذار کامل از مرحله اندیشه الاهی که مربوط به مرحله تفکر ابتدائی بشر و معادل بی سوادی بوده و رسیدن به اندیشه اثباتی که تسلط بر علوم و فنون که در حال حاضر در تحصیلات رسمی مطرح است، می باشد.
« او یک جامعه اثباتی و خوب را برای آینده طرحریزی کرده بود که تحت هدایت قدرت روحانی کاهنان یک دین اثباتی نوین و بانکداران بزرگ و صاحبان صنایع اداره گردد. این کاهنان که همان جامعه شناسان علمی اند، همانند اسلاف کاتولیک شان ، باید راهنمایان اخلاقی و ممیزان اجتماع باشند و قدرت و دانش برترشان را به کار اندازند تا وظایف و الزامهای اجتماعی افراد را به آنها یادآوری کنند. آنان باید جهت برنامه آموزشی را تعیین کنند و در مورد توانائی های هر یک از افراد جامعه داوری نمایند . در جامعه سالاری اثباتی آینده ، کاهنان دانشمندِ دین بشریت با تکیه بر دانش اثباتی شان می دانند که چه چیز برای اجتماع خوب و چه چیز بد است و بر این اساس ، انسان ها را به انجام وظیفه جمعی شان فرا میخوانند و هرگونه فکر حقوقی ذاتی را در آنها به شدت سرکوب  میکنند . سن سیمون گفته بود که در آینده ، مدیریت چیزها جانشین تسلط انسانها بر انسانهای دیگر خواهد شد ، حال آنکه کنت بر این عقیده بود که چیزهائی که باید اداره گردند، در واقع همان افراد بشرند. بدین سان روابط بشری «شیئیت» مییابد . درست همچنان که در سده یازدهم ، پاپ برای مدت کوتاهی قدرت معنوی اش را به همه امور مادی گسترش داده بود ، کاهن اعظم بشریت نیز می بایست با اتکاء بر دانش علمی ای که پاپ فاقد آن بود ، یک حاکمیت مبتنی بر هماهنگی، عدالت و درستکاری را بنا نهد. بر پایه فرمول محبوب کنت ، سامان اثباتی نوین باید عشق را اصل ، نظم را پایه  و پیشرفت را هدف خویش قرار دهد. گرایش های خود خواهانه ای که در سراسر تاریخ پیشین بر بشر حاکم بودند، بایستی جایشان را به انساندوستی دهند و فریضه برای دیگران زندگی کن ، باید راهنمای انسانها گردد. افراد بشر سرشار از عشق به همنوعان شان خواهندشد و به مهندسان اثباتی روح از دل و جان حرمت خواهند گذاشت، چرا که اینان دانش علمی گذشته و آینده و راه قانونا تعیین شده یک آینده قابل پیش بینی را تجسم خواهند کرد» (کوزر 1380:36).

برگشت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:42:00 ب.ظ ]