فصل دوم 11

2-1 مقدمه. 12

2-2 تعریف مزیت نسبی.. 13

2-3 تاریخچه مزیت نسبی.. 14

2-4 ضرورت بررسی مزیت نسبی.. 16

2-5 عوامل تعیین کننده مزیت نسبی.. 17

2-6 شاخص­های اندازه­گیری مزیت نسبی.. 19

2-7 مزیت نسبی محصولات کشاورزی.. 24

2-8 پیشینه تحقیق.. 26

فصل سوم. 36

3-2 منطقه مورد مطالعه. 37

3-3 فرضیه­های تحقیق.. 39

3-4 روش تحقیق.. 39

3-5 قیمت سایه­ای برای محصولات و نهاده­ها 41

فصل چهارم. 43

4-1-بحث و نتیجه­گیری.. 44

فصل پنجم 51

5-1 خلاصه. 52

5-2 پیشنهادات و راهکارهای بهبود. 54

منابع و ماخذ: 55

– مقدمه

کشاورزی یکی از بخش­های اقتصادی کشور است که تأمین­کننده سهم مهمی از تولید ناخالص داخلی، اشتغال، نیازهای غذایی، صادرات غیرنفتی و نیاز صنایع است. توسعه بخش کشاورزی، پیش­شرط ضروری توسعه اقتصادی کشور است و تا زمانی که موانع توسعه در این بخش برطرف نشود، سایر بخش­ها نیز به شکوفایی و توسعه دست نخواهد یافت (شریفی و عادلی، 1390). علاوه بر این كشورهای در حال توسعه معمولاً با كمبود سرمایه، كه از مهم­ترین منابع تولید محسوب می­شود، مواجه­اند. سایر منابع تولیدی در این كشورها ممكن است فراوان باشد ولی به­دلیل عدم استفاده بهینه اتلاف می­شود كه نتیجه این امر بهره­وری پایین آن­هاست. لذا، برای این كشورها

پایان نامه و مقاله

 مهم خواهد بود كه در راستای توسعه و پیشرفت، سرمایه محدودشان را طوری تخصیص دهند كه اولاً سبب به­كارگیری بهینه سایر عوامل تولیدی و افزایش بهره­وری آن­ها گردد، ثانیاً منابع تولیدی در راستای تولید محصولاتی به­كار گرفته شود كه دارای مزیت نسبی[1] منطقه­ای و ملی باشند (کرباسی و رستگاری­پور، 1388). امروزه بحث مطالعه و تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزی به دلیل اهمیت آن در برنامه­ریزی و سیاست­گذاری­های بلندمدت کشورها شدت یافته است. در ایران نیز این موضوع در سال­های اخیر توجه تعداد زیادی از محققان اقتصاد کشاورزی را به خود جلب کرده است (عین­اللهی احمدآبادی، 1388). مزیت نسبی که در ارتباط با تجارت بین­الملل مطرح می­باشد، بدان معناست که چنانچه کشوری یک کالا را نسبت به دیگر کالاها ارزان­تر تولید نماید، این کشور در تولید چنین کالایی مزیت نسبی دارد، بنابراین با وارد شدن به صحنه تجارت جهانی می­تواند از صدور کالاهایی که در آن مزیت نسبی دارد، منتفع شود. اما آنچه که در اینجا بدان توجه نشده، آن است که، وجود مزیت نسبی در زمینه تولید کالا یا کالاهایی، شرط کافی برای انتفاع از تجارت بین­الملل نیست، بلکه پس از مرحله تولید، مقولات و عواملی مطرح است که امکان استفاده از مزیت­های نسبی تولیدی را تحت تأثیر قرار می­دهند. بنابراین برای رفع مشکل فوق، مزیت نسبی را در عمل بایستی چنین تعریف نمود، که مزیت نسبی عبارت است از توانایی یک کشور در تولید و صدور کالایی با هزینه­ای ارزان­تر. به­طور کلی مزیت نسبی، به مزیت نسبی در تولید و مزیت نسبی در صادرات قابل تقسیم است. تمرکز این مطالعه بر روی مزیت نسبی تولید است. مزیت نسبی تولید یک محصول کاربرد دوگانه­ای دارد. محاسبه مزیت نسبی تولید یک محصول قبل از تولید آن، معیاری برای ارزیابی سودآوری اجتماعی این فعالیت تولیدی در اختیار ما قرار خواهد داد و محاسبه مزیت نسبی پس از انجام پروژه و فعالیت، بررسی تصمیمات و سیاست­های موجود را برای ما ممکن می­سازد (مهدی­پور و همکاران، 1385).

به­طور کلی جهت تأمین نیاز غذایی مردم و مواد اولیه مورد نیاز سایر بخش­های اقتصادی، وجود یک برنامه­ریزی کلان در زمینه بهره­برداری بهینه از منابع تولیدی بخش کشاورزی بسیار لازم و ضروری به­نظر می­رسد. اما جهت انجام یک برنامه­ریزی کامل در سطح کلان نمی­توان از تحولاتی مانند پیوستن اکثر کشورها به سازمان تجارت جهانی (WTO)[2]، غافل شد. با قرار گرفتن محصولات کشاورزی در مجموعه موافقت­نامه­های تجارت جهانی، ضرورت توجه به تولید و تجارت محصولات کشاورزی افزایش یافته است. به این ترتیب نیاز به برنامه­ریزی در جهت تولید محصولات کشاورزی در سطح وسیع و عرضه در سطح وسیع­تر (بین­المللی) می­باشد. مزیت نسبی به­عنوان اصلی که هم در برنامه­ریزی­های تولید و هم در برنامه­ریزی­های تجاری کاربرد وسیعی دارد، در این میان حائز اهمیت می­باشد (پیکانی، 1387).

استان گیلان یکی از قطب­های مهم کشاورزی کشور است که شالیکاری زراعت عمده آن محسوب می­شود. فعالیت­های اصلی این زراعت به نیمه اول سال منحصر می­باشد و می­توان گفت در نیمه دوم سال اراضی شالیزاری تا زراعت سال بعد برنج رها می­شوند و کشاورزان در نیمه دوم از اندوخته نیمه اول سال استفاده می­کنند. در همین راستا اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری استان گیلان از راه­کارهای اساسی افزایش بهره­وری اراضی شالیزاری در جهت افزایش تولید محصولات کشاورزی، اشتغال و تأمین نیاز غذایی جامعه می­باشد. وجود 238040 هکتار اراضی شالیزاری به­عنوان یک ظرفیت بالقوه در استان بوده که بهره­گیری اصولی­تر از این منابع، خروج از تک محصولی، افزایش درآمد روستائیان، پایداری تولید کشت اول، کاهش مسأله بی­کاری از جمله اهداف کشت دوم در این اراضی می­باشد. لذا با توجه به پتانسیل خوب این منطقه در تولید محصولات کشاورزی و ابرام دولت بر توسعه­ی صادرات محصولات کشاورزی، تعیین مزیت نسبی محصولات کشاورزی می­تواند مسؤولان را در جهت برنامه­ریزی و سیاست­گذاری بخش کشاورزی یاری کند. علاوه بر این بررسی جایگاه كشت­های دوم به­عنوان یك فعالیت مكمل در كنار زراعت اصلی یعنی برنج می­تواند راه­كاری مناسب برای افزایش سطح درآمد شالی­كاران، افزایش فرصت­های اشتغال و رونق جوامع روستایی در سطح منطقه مورد مطالعه یعنی شهرستان رودبار باشد. در این راستا، این تحقیق با هدف بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار تدوین و اجرا شد.

 -2- بیان مسأله

در شرایطی که جهان با چالش­های سخت و پیچیده­ای در زمینه­های مختلف از جمله تأمین غذا و ایجاد اشتغال و در­آمد برای قشر عظیمی از جمعیت در حال رشد روبرو می­

یک مطلب دیگر :

 

چرا قاعدگی عقب می افتد؟

باشد، تهیه مواد غذایی به­عنوان اصلی­ترین نیاز هر جامعه و تأمین مطلوب و به­موقع همواره مورد توجه دولت­مردان بوده و هست. توسعه کشاورزی پایدار و حفظ و افزایش تولید، بخش لاینفکی از توسعه اقتصادی است که ارتباط نزدیکی با توسعه روستایی دارد. توسعه و رونق اقتصادی مناطق روستایی و کشاورزی نیازمند رشد اقتصادی بخش کشاورزی و بهبود شرایط صنعتی و خدماتی به­عنوان شروط لازم می­باشد. برای رشد و شکوفایی بخش کشاورزی استراتژی­های متعددی مانند، افزایش سرمایه­گذاری، اصلاح بازارهای داخلی تقویت برنامه­ریزی مشارکتی و اجرای الگوی کشت در مناطق مختلف پیشنهاد شده است که در نتیجه بررسی و تعریف مزیت نسبی محصولات کشاورزی هر کدام از مناطق (استان­ها) را دارد (کرباسی و رستگاری­پور، 1388). کارا نبودن سیاست­های کشاورزی و یا هم راستا نبودن آن­ها با مزیت نسبی تولید محصولات کشاورزی، یکی از مهم­ترین اخلال­های موجود در تولید محصولات کشاورزی در کشورهای مختلف و به­ویژه کشورهای در حال توسعه است (نوری و جهان­نما، 1387). مزیت نسبی یكی از ابزارهایی است كه در زمینه تولید و تجارت محصولات از اهمیت زیادی برخوردار است (کرباسی و رستگاری­پور، 1388). به­طور کلی با توجه به محدودیت بسیاری از نهاده­ها و عوامل تولیدی در بخش کشاورزی و هم­چنین ویژگی­های اقلیمی و جغرافیایی متفاوت در مناطق مختلف گام برداشتن بر اساس اصل مزیت نسبی در هر منطقه از اهمیت بالایی برخوردار می­باشد. توجه به مزیت نسبی در فعالیت­های تولیدی از مهم­ترین جنبه­های برنامه­ریزی اقتصادی و درواقع اساس برنامه­ریزی اقتصادی برای تخصیص کاراتر منابع است که پایداری در خور توجهی دارد (کرباسی و همکاران، 1384).

از طرف دیگر زمین­های زراعی استان گیلان با وجود استعداد بی‌نظیر در تولید انواع محصولات ‌اعم از برنج، علوفه و صیفی و سبزی تاكنون آنچنان كه باید مورد استفاده قرار نگرفته است. كشاورزان گیلانی معمولاً بعد از برداشت برنج زمین شالیزار را رها كرده و از آن استفاده مجدد نمی‌كنند. این در حالی است كه از 238 هزار هکتار شالیزار موجود در استان گیلان، حدود 30 هزار هکتار آن از قابلیت کشت دوم برخوردار هستند (بیات و همکاران، 1387). نظر به این­که شهرستان رودبار به­علت دارا بودن شرایط طبیعی مناسب، هم­چنین با داشتن سطحی معادل 13137 هکتار اراضی زراعی از مستعدترین مناطق گیلان برای کشت دوم است، اجرای کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار از راه­کارهای اساسی افزایش بهره­وری این اراضی به­عنوان یک ظرفیت بالقوه در شهرستان مذکور می­باشد. درواقع شهرستان رودبار به­دلیل محدودیت­های تولید برنج اعم از کوچک بودن اراضی، کمبود آب و سنتی بودن عملیات کشت برنج، به­شدت نیازمند ارائه راه­کارهای مختلف برای کاهش هزینه تولید، بالا بودن بهره­وری اراضی شالیکاری و افزایش درآمد شالیکاران است و یکی از راه­کارهای اساسی برای افزایش تولید و درآمد کشاورزان و پایداری تولید برنج، توسعه کشت دوم در این اراضی می­باشد. محصولات کشت دوم شهرستان رودبار در سال زراعی 93-92 شامل گندم، جو، راتون، پاچ باقلا، باقلابرکت، سبزیجات برگی و غده­ای، شبدر برسیم و سایر محصولات زراعی با سطحی معادل 871 هکتار، با متوسط عملکرد برابر 2680 کیلوگرم در هکتار و میزان تولید برابر 2198 تن به ارزش 000/000/530/44 ریال بود. به­طور کلی شهرستان رودبار مستعد تولید انواع محصولات از جمله گندم، جو، شبدر برسیم، کلزا، تریتیکاله، پاچ باقلا، حبوبات، سیر، سبزیجات برگی و ریشه­ای و غیره در اراضی شالیزار می­باشد، اما با وجود اهمیت حیاتی کشت دوم در اراضی شالیزاری سطح وسیعی از این اراضی به­دلایل متعدد زراعی، اقتصادی ، اجتماعی و غیره به­صورت نکاشت باقی می­ماند. لذا این پژوهش در پی آن است تا به این پرسش که کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار از نظر اقتصادی چقدر تفاوت دارد؟ پاسخ دهد.

1-3- اهمیت و ضرورت

دنیای امروز دنیای رقابت اقتصادی است و هر كشوری برای حفظ سیادت و استقلال سیاسی و اقتصادی خود ناگزیر است در طراحی برنامه­های اقتصادی دقیق و فراگیر عمل كند. شناسایی مزیت­های نسبی بخش­های مختلف اقتصادی در مناطق و استان­های كشور برای برنامه­ریزی­های اقتصادی مفید و لازم می­باشد؛ به­ویژه در زمان حاضر كه مسأله جهانی شدن تجارت و عضویت یا عدم عضویت كشور در سازمان تجارت جهانی مطرح است، اهمیت شناسایی مزیت­های نسبی بیش­تر شده است (نجفی و میرزایی، 1382).

بخش کشاورزی به­عنوان یکی از بخش­های مهم اقتصادی کشور، با توجه به داشتن مزیت­های بالقوه طبیعی، و هم­چنین نقش حساس در امنیت غذایی جامعه، بیش از سایر بخش­ها نیاز به توجه دارد. بنابراین، باتوجه به محدودیت­های سرمایه­ای، اقلیمی و تکنولوژیکی در بخش کشاورزی، گام برداشتن براساس اصل مزیت نسبی اهمیت بالایی دارد. اگر چه مزیت نسبی محصولات کشاورزی تا حدودی تحت تأثیر پیشرفت فن­آوری و نوآوری است، ولی وجود شرایط اقلیمی، طعم و مزه، رنگ و سایر خصوصیات منحصر به­فرد هر منطقه جغرافیایی است که نهایتاً مزیت نسبی محصول را تعیین می­کند و سبب برتری مناطق تولیدی نسبت به هم می­شود. به هر حال، شناخت مزیت­های نسبی بالقوه و بالفعل بخش کشاورزی می­تواند همواره حضور در عرصه تجارت بین­المللی را آسانتر کند (عزیزی و یزدانی، 1383). بنابراین با توجه به سهم قابل توجه بخش كشاورزی در صادرات محصولات غیرنفتی، بررسی و توجه به مزیت نسبی محصولات كشاورزی از اهمیت خاصی برخوردار است (کرباسی و رستگاری­پور، 1388).

از طرفی کشاورزی در استان گیلان از اهمیت فراوانی برخوردار است و اکثر مردم منطقه از این راه امرار معاش می­کنند. در این میان اکثر زمین­های کشاورزی منطقه، به کشت محصول برنج اختصاص یافته است. جمعیت روبه رشد كشور و محدودیت اراضی قابل كشت در استان گیلان، دست اندركاران تولید محصولات كشاورزی را به­سوی بهره­وری بیش­تر در واحد سطح (به­منظور رفع نیاز و افزایش درآمد) سوق می­دهد. اگر چه در حال حاضر با توجه به ثابت بودن سطح اراضی قابل كشت كشور افزایش تولید در واحد سطح راه منطقی به­نظر می­رسد، در شرایط اقلیمی گیلان علاوه بر روش فوق از طریق بالا بردن ضریب كشت (تحت عنوان كشت دوم) می­توان در تأمین بخش عمده­ای از مواد غذایی و نیازهای كشور و هم­چنین افزایش درآمد كشاورزان گام برداشت. توسعه و تعمیم كشت دوم در اراضی شالیزاری كشور از اهمیت خاصی برخوردار است كه می­توان در آینده با برنامه­ریزی­های علمی­تر و الهام گرفتن از تجربه­های گذشته امیدوار بود، هر سال نسبت به گذشته بیش­تر ترقّی داشته باشد (عنابستانی و سیفی، 1390). هم اکنون آنچه در شمال کشور به­عنوان کشت دوم و بالا بردن ضریب کشت مطرح می­باشد، اهمیت استفاده بهینه از اراضی شالیزار می­باشد. پایداری تولید، افزایش تولید، افزایش درآمد کشاورزان، رعایت مسائل تناوب و حفظ محیط زیست را می­توان از مزایای کشت دوم بر شمرد. هم­چنین تاثیر آن در کنترل آفات و بیماری­ها و علف­های هرز، به­دلیل شرایط خاص زراعی سبزیجات در زمستان و در شالیزار، می­تواند اثر مطلوب بر زراعت برنج در سال بعد داشته باشد (آملی، 1388).

از این­رو با توجه به ضرورت موضوع و هم­چنین کمبود تحقیقات صورت گرفته در این زمینه در منطقه مورد مطالعه این پژوهش با هدف بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار انجام شده است.

1-4- اهداف تحقیق

1-4-1- هدف کلی

هدف کلی این تحقیق، بررسی مزیت نسبی کشت دوم در اراضی شالیکاری شهرستان رودبار است.

1-4-2- اهداف اختصاصی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...